* نارون
به فارسى نارون و در مناطق مختلف جنگلهاى شمال ايران كه بطور جنگلى مىرويد انواع آن با نامهاى مختلف محلى ناميده مىشود . « 3 » درختى است كه برگ آن مانند آزاد درخت مىباشد . گل سفيد و مثل زبان گنجشك و پوست آن مانند ميوه نخود فرنگى مىشود . در تركى آن را قرهقاچ مىگويند از داخل آن رطوبت زيادى بيرون مىآيد و بعد از خشك شدن داخل آن پشه جمع مىشود كه پس از شكستن آن ، پشهها خارج مىشوند . « 1 » درختى است ) فر .
از تيره بيدها كه در نيمكره شمالى گونههاى مختلفش فراوان مىرويد . درختى است دو پايه و گلهايش كاملا برهنه و بدون جام و كاسه و پرچمها يا مادگى است . بلندى آن حدود 20 متر مىباشد ، پشت پهنك برگ سپيدار سفيد رنگ است و چون تنهاش مستقيما رشد مىكند ، از آن براى ساختن تير و ستون چوبى استفاده مىكنند و حور ، حور ازرق ، غرب و ابو دقيق نيز گويند . « 2 » غرب بفتح غين ، معجمه و راء مهمله و سكون باء موحده به يونانى اطاطاس و ايطاماس و به عربى اسفيدار و به فارسى بده و درخت نارون و به شيرازى وزك و به اصفهانى و شك و در تنكابن و ديلم اوجاو ببربرى درخت برو گويند كه آن را سپيد درخت و سپيدار نامند و آن درختى است بسيار بزرگ از جنس خلاف بيد و برگ و پوست