آن سفيد و برگ آن به قدر برگ قطف و از آن صمغ مىگيرند به زدن شرط بر ساق آن هنگام ظهور شكوفه آن است و گويند بر تنه درخت آن به ورق سفيد جيد از اجود اقسام بورقها پيدا مىشود و آن را به جاى نمكهاى ديگر استعمال مىكنند و اكثر مستعمل پوست و برگ و صمغ آن است . سرد و خشك در اول و گويند در دوم و بعضى تا سوم دانستهاند .
گل و برگ و عصاره آن مجفف بى لذع و قابض و با عفوصت و پوست آن نزديك بدان و خاكستر پوست آن چون با سركه آميخته بر ثآليل منكوسه و غير منكوسه و مدور مسماريه طلا نمايند ، قلع آن كند . همچنين رطوبتى كه از پوست درخت آن به شرط برآيد طلاى آن قالع آنها است و پوست بيخ آن داخلى خضاب مو كرده مىشود . براى سياهى آن و خاكستر چوب آن مغسول قايم مقام توتيا است و ضماد پوست و صمغ آن جهت
قروح نافع و پاشيدن برگ سوده آن بر جراحات التحام آن نمايد و پاشيدن گل آن مجفف قروح مزمنه و آكله و به دستور ذرور خاكستر آن و شستن سر به آب طبيخ آن نافع شوره سر است و ضماد برگ آن مسكن صداع حار و اكتحال صمغ و گل آن جهت تاريكى چشم نيكو است و چون عصاره برگ يا بيخ ساييده آن با روغن گل در پوست انار جوشانيده در گوش بچكانند ، براى تسكين درد آن و آمدن چرك از آن نافع و به دستور مطبوخ پوست تازه آن و خاييدن برگ آن مقوى لثه مسترخى حار است و غرغره با آب طبيخ پوست يا عصاره آن اخراج زالو از حلق نمايد و آشاميدن آن نافع نفث الدم و نزف الدم است و آشاميدن برگ ساييده آن نافع درد جگر و چون برگ آن با فلفل سياه سوده بنوشند ، جهت رفع مغص و قولنج حادث در امعاى دقاق كه ايلاوس نامند و جهت سدّه جگر و تنها با آب مانع حمل است و آشاميدن آب افشرده آن جهت دفع سيلان و چرك اعضاى باطنى و سدّه جگر نافع و نطول آب طبيخ آن جهت نقرس و وجع مفاصل نيكو است ولى مضر كليه مىباشد و مصلح آن صمغ عربى است . بدل آن نيم وزن آن اقاقيا است . « 1 »
هامش
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 3 ، ص 244 ؛ تحفه حكيم ، ص 191 .