* خيار
تعريف :
عربى : قثد ، القثد ، قثده ، الخيار . فارسى : خيار ، بادرو ، بادروغ ، خيار بالنگ ، خيار بادرنگ ، كارنجك . يونانى : فلوموس ، فامورون ميوه معروفى است . « 2 » ميوه گياه
مىباشد . « 3 » در شيراز خيار بالنگ و در خراسان بادرنگ مىنامند . سرد و تر و مسكن حرارت صفرا و خون و التهاب احشاء و رافع تشنگى و مفتح سده جگر و مدر بول و مخرج حصاة و غليظتر از قثاء و رافع ضعفى كه از اسهال مفرط حاره بهم رسد و جهت تبهاى شديد و يرقان و درد سر نافع و آب آن تا چهل و پنج مثقال با شكر مسهل مره صفرائى كه در معده و امعاء باشد . ضماد كوبيده جرم آن جهت جرب و حصف و شرى و خارش بدن و نرم كردن خشونت جلد و التهاب معده و احشاء و درد سر و اورام حاره مفيد است . « 1 » خيار : به كسر اول فارسى است و آن را به فارسى بادرو و بادروغ نيز مىگويند و شامل قثد يعنى خيار بادرنگ و قثا يعنى خيارزه است و لهذا تخم هر دو را تخم خيارين مىگويند و اكثر مراد از آن قثد است كه آن را خيار مأكول و به شيرازى خيار دراز و خيار بالنگ و به سريانى جلارا و به يونانى فلوموس و به هندى كهيرا مىگويند . خوردن پوست خشك كرده آن از دو و نيم مثقال تا چهار درم جهت رفع آسانى ولادت و سهولت وضع حمل موثر ، مضر حوامل در غير وقت ولادت و ضماد مغز تخم آن جهت التهاب معده و احشاء و تحليل اورام حار و جرب و حصف و شرى و خارش بدن و نرمى جلد و رفع خشونت آن و بر پشت زهار رافع احتباس بول است . « 2 »