خرما مىگويند وقتى ميوه در مىآيد گرد گل مذكر بر ميوه مونث پاشيده مىشود و از آن ميوه شيرين درست مىشود از ابتداى شكوفه تا پخته شدن ميوه هفت مرحله با هفت نام انجام مىشود : 1 - طلع ، وليغ ، عنب النخل . يونانى : خلبان فارسى : بهار خرما و آن شكوفه خرما است شكل آن مانند ماهى بى سرو بى دم مىباشد ابتدا كه باز مىشود از آن مجموعهاى از خرماى كوچك ظاهر مىشود كه به اندازه جو و سفيد رنگ مىباشد پوست خشك كه پاره مىشود و خرما از آن بيرون مىآيد كفرى نام دارد و خرماى تازه را وليغ مىگويند و در فارسى غوره خرما مىگويند و گردى كه بر آن است كشن يا دقيق النخل نام دارد . 2 - بلح : تا وقتى كه خرما سبز است و شيرين نشده آن را بلح مىگويند . 3 - خلال : وقتى كه در آن كمى شيرين مىشود خلال مىگويند . 4 - بسر : رنگ زرد شده و شيرينى اوليه كمى بيشتر مىشود . 5 - قسب : آن را مقلقل ، عرق ، برشوم و در فارسى خرماى سنگ شكن ، خرماخرك و قسبك مىگويند در اين حالت كمى از رسيدن خرما باقى مانده آن را كنده و خشك مىكنند و آن چند قسم است يك شكل اول آن را مىكنند و در آب مىجوشانند بعد دو قسمت كرده آن را خشك مىكنند كه به آن شكم دريده مىگويند و اگر در اين حالت بر درخت كمى از آن را بلبل خورده مىگويند و بسيار شيرين مىشود . رطب : اگر خرما خيلى پخته شود و خشك نشود آن را رطب مىگويند . تمر : حالت آخر است كه پخته شده كمكم خشك شدن شروع مىشود در هندى آن را چهواره مىگويند . « 1 » كهجور در هندى نوع بيابانى را مىگويند در سنسكريت آن را بهومى كهرجوركا دراروها ، سكندپهلا ، كاك كركئى . در انگليسى :
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 457
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص٤٥٧
date sugar palm , wilddate palm
لاتين :
pheonic farifera
لاتين :
phoenix dacty
lifirt .
« 2 »
هامش
( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 98 .
( 2 ) - همان ، ص 218 .