حيوانى است كه پاهاى او كوتاه است . « 1 » جندبيدستر ( خايه سگ آبى ) روايت از جابر بن حيان : بضم جيم و سكون نون و دال مهمله و كسر باء موحده و ياى تحتانى مجهول و فتح دال مهمله و سكون سين مهمله و فتح تاء يعنى جندبادستر و آن معرب گندبادستر بكاف فارسى است و گند بمعنى خصيه و باد بمعنى ريح و استر بمعنى حلق پس معنى آن خصيه حلق كننده ريح است . يعنى مزيل رياح كه آن بغايت نافع درد تحليل رياح است و مىگويند بيدستر اسم حيوانى است كه آن خصيه آن است و به يونانى اسكيانوس و قسطوريون و به فارسى قديم خزميان و به عوام آش بچگان و به تركى اغلان آشى مىگويند . در دريا با ماهيان مىماند و حيوان بحرى كوچك از ماهى و خرچنگ و غيره مىخورد و در ديلم آن را سگ مىنامند و لكن آن از نوع سگ آبى نيست و كسى كه شكار آن مىكند خصيه آن را مىگيرد و صاحب صيدنه نوشته است كه آن خصيه دابه صغير القوائم است . موى آن به رنگ دلق مشابه نمر و پلنگ و بعضى از آن سفيد مىباشد و در بر و بحر مىماند . بعضى مىگويند آن حيوان به شكل روباه مىباشد سرخ رنگ سطبر دست و پا دراز و دم گرد و مدور و آن را چهار خصيه مىباشد و چون صياد قصد صيد آن را مىكند پندارد كه آن قصد خصيه آن مىكند ، پس با دندان خود آن را قطع كرده بهسوى صياد مىاندازد . حكيم مؤمن مىگويد : تازه آن را ملاحظه نموده كه صياد قطع كرده بود اصلا بو و رنگ نداشت . صاحب مخزن تصديق قول آن مىكند . جالينوس گفته كه آن دوايى محسود است و در اشيايى بسيار مىافتد و قويتر از ادويه ديگر و نافع امراض عصب است . و آن سالمترين ادويه مسخته و ملطفه است و جهت پيران و سرد مزاجان و مفلوجين و صاحبان نقرس نيكوست و طلاى جند كه مالش آن باشد نافع اورام بارده سرد و
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص٢١٧
هامش
( 1 ) - فرهنگ داروها و واژههاى دشوار ، ص 109 .