اعتدال است . بابونه اكثرا در زمينهاى خشن و نزديك به كنارهاى زمين مىرويد . بابونه رومى : در كتب طب سنتى با نامهاى « بابونه رومى » بابونه حقيقى « بابونج » ، « بابونق » و « بابونه شيرازى » نام برده شده . به فرانسوى هم نامهايى دارد . بابونه رومى گياهى است پايا و كوتاه ، بلندى آن يك وجب كمتر ، بسيار معطر و در بعضى ارقام ساقه آن گسترده روى زمين است . ساقه آن به رنگ سبز مايل به سفيد برگهاى متناوب بسيار بريده بريده مانند شبت ولى پوشيده از كرك است . برگهاى آن جمع در يك طبق كه به طور منفرد در انتهاى ساقه گل دهنده در تابستان ظاهر مىشود . و به علت خواص داروئى معروف آن كاشته مىشود . بابونه گياهى است كه در علفزارها به فراوانى مىرويد . گلهايش سفيد و ساده است و اطراف نهنج را به شكل دايره فرا مىگيرد . « 1 » بابونه ، اسم فارسى و معرف آن بابونج است . به عربى : زهر الملك ، حبق البقر و خبز الغراب و به سريانى : قوبلاد گويند كه هر سه نوع است : يكى زرد گل و تند بو كه ريحان الثعالب مىنامند و از نوع كوهى است ، دوم سفيد گل كه گل آن از گل نوع اول بزرگتر است و سومى گل فرفرى شكل به قدر گل سداب كه خوشبو است . بهترين نوع آن نوع سوم با خاصيت ، زود اثر و كمياب است . بابونه داراى شاخههاى سبز ، نازك و باريك به طول يك وجب است ، مىگويند بهترين نوع آن داراى گلى كوچك و بسيار خوشبو مىباشد و تذكر آن كه مطلق از بابونه مراد گل آن است و اكثرا همين مستعمل است . « 2 » بابونه گياهى است كه گلهايش در سه رنگ : زرد ، سفيد و ارغوانى مىباشد . اين گياه مشهور و شناخته شده است . از برگ و گل بابونه قرص مىسازند . ساقه آن را بطور خشك شده نگاه مىدارند . جالينوس مىفرمايد : قوت گل بابونه به لطافت نزديك است ولى بابونه ، گرم و گرمىاش همچون گرمى روغن زيتون به حالت معتدل است . بابونه
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص٣١٠
هامش
( 1 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 4308 .
( 2 ) - محيط اعظم ، ج 1 ، ص 238 ؛ تحفه حكيم ، ص 40 .