تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
قسمتى از تحقيقات در باره زعرور در زالزالك و كاملش در ازگيل بيان شد .

اسم :

ازگيل به لاتينى
MESPILUS GERMANICA

مىباشد و نام ديگر آن ارونيا است . « 1 » ارونيا ، زعرور است . « 2 » زعرور بر وزن عصفور ميوه‌اى است كه به فارسى گيل و به تركى ازگيل مىگويند . « 3 » زعرور را به تركى يميشا گويند . « 4 » و به فرانسوى

CRATAEGUS

و اسم علمى يونانى آن را حادى المقدقه مىگويند . ازگيل را به عربى زعرور ، ذو ثلاثة حبات و شجرة الدب گويند . اين گياه نوعى از آلو است و گويند : صحيح‌ترين آن ، سيب صحرايى است و به فارسى دولانه ، كيل و كالنج ، به شيرازى ليلك و به اصفهانى گويج گويند و سرخ رنگ است . « 5 » در سوريه آن را مشمله مىنامند كه آن كلمه تركى است و مصريها نيز به همين نام مىشناسند . « 6 » ازگيل را به فارسى كنوس و به انگليسى ژرمانى و در كتب قديم زعرور كبير و كنوس طبرى ناميده‌اند . « 7 »

مزاج :

سرد و خشك در درجه اول است و معده را قوى مىكند و صفرا را مىشكند و يبوست‌آور است . « 8 » بعضى گويند سرد و تر است و قبض و از سنجد قابض‌تر است .

خواص :

قابض و مسكن تندى صفرا و خون و قى است و جهت اسهال و تقطير البول مفيد و اشتهاآور است ، مقدار خوراك آبش تا بيست و پنج مثقال است . « 9 » در بيشتر خواص با زالزالك مشترك است . داراى ويتامين

A
مشابه جوهر هويج و ويتامينهاى
B
و
C
و سرشار از تانن است . ميوه و برگ ازگيل به عنوان قابض و رفع التهاب امعاء توصيه و تجويز شده است . ميوه رسيده آن داراى قند و جوهر ليمو مىباشد . هسته ازگيل را كوبيده و گرد آن را به مقدار يك قاشق چايخورى با چاى يا شربت
هامش
( 1 ) - فرهنگ معين ، ج 2191 .
( 2 ) - محيط اعظم ، ج 1 ص 139 .
( 3 ) - الابنيه ، ص 172 .
( 4 ) - تحفه حكيم ، ص 236 ، لاثانى .
( 5 ) - محيط اعظم ، ج 1 ، ص 98 .
( 6 ) - لسان العرب ، ج 17 ، ص 8 .
( 7 ) - زبان خوراكيها ، ص 197 .
( 8 ) - الابنيه ، ص 172 .
( 9 ) - تحفه حكيم ، ص 136 .