تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 908

مساهمون:

ص٩٠٨
حضور آنها ناچار شدى ، مداوم به ياد خداى تعالى باش و بر او توكّل كن و از شرّ آنها به خدا پناهنده باش و سر به زيرانداز از آنها و به دل خود منكر كار آنها باش و تعظيم خداى تعالى را بلند بگو تا به گوش آنها برسانى كه آنها از تو هراس كنند و شرّ آنها از تو بگردد . ( 1 ) امام چهارم ( ع ) در ضمن نامه‌اى كه به زهرى نوشت و او را از اعانت ظالمان بر ستم برحذر داشت ، فرمود : چنين نيست كه با دعوت تو در دربار خود تو را قطب مىنمايند ، مظالم خود را بر تو مىچرخانند ، تو را پل مىكنند از تو به بلاها كه بر سر مردم مىآورند ، عبور مىكنند ، تو را نردبان گمراهى خويش مىسازند ، و مبلّغ روزگار سياهى كه پديد آورند مىنمايند و به راه خود مىكشانند و تو را در بارهء علماى حق به ترديد مىاندازند و بوسيلهء تو ، دل مردم نادان را به خود جلب مىكنند و مخصوص‌ترين وزيران و تواناترين معاونان آنها كمتر از تو مفاسد آنها را در نظر مردم خوش نما مىكند و خاصّه و عامّه آنها را به دربارشان مىكشاند و چه مزد كمى به تو مىدهند در برابر استفادهء سرشارى كه از تو مىبرند و چه مختصرى از زندگى تو را آباد مىكنند ، در برابر آن ويرانى سختى كه از بنياد تو مىنمايند تو بايد خود را بپائى و ديگرى نيست كه تو را بپايد و خود را به عنوان يك مرد مسئولى مورد محاسبه قرار ده . ( 2 ) 9 - گنهكاران را مغرور نكند و جرئت به فاسقان ندهد : زيرا فقيه كامل كسى است كه مردم را از رحمت خدا نوميد نسازد و از مكر و عذاب خدا در امان مقرّر ندارد .