تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 898

مساهمون:

ص٨٩٨
( 1 ) روايت شده كه از عمّش حسين ( ع ) يكى از دختران او را خواستگارى كرد ، حسين ( ع ) فرمود : هر كدام را بيشتر دوست دارى اختيار كن ، او را شرم گرفت ؛ و عمويش ، فاطمه را كه بيشتر به مادرش زهرا ( ع ) شباهت داشت براى او انتخاب كرد ، و او در سنّ 35 سالگى بدرود زندگانى گفت و همسرش فاطمه سر قبرش چادر زد و تا يك سال آنجا برايش عزادار بود ، شب‌زنده‌دار بود و روزها روزه‌دار ؛ شيخ مفيد ( ره ) و بسيارى از علماى شيعه و سنّى اين موضوع را نقل كرده و اين شيوه ميان زنان محترم و مهربان شايع بوده است ، ابن اثير در احوال رباب زوجهء حسين ( ع ) آورده كه بعد از آن حضرت يك سال زير سقف اتاق نرفت تا كاهيده شد و غصّه مرگ گرديد ، و گفته‌اند : يك سال سر قبر آن حضرت اقامت كرد و به مدينه برگشت و در آنجا غصه مرگ شد . انتهى . ( 2 ) و حكايت شده است كه چون خبر مرگ لبيد بن ربيعهء شاعر ، عمّ حزام پدر امّ البنين مادر عبّاس بن امير المؤمنين ( ع ) رسيد ، در ضمن به دو دختر خود وصيّت كرده بود تا يك سال بر او نوحه‌سرائى كنند و گفته است : دو تا نوحه خوانند و گريان به مردى موثق كازو عين و آثار نبود به دنيا بناليد و گوئيد هر چيز دانيد نه روئى خراشان نه موئى تراشا به سالى در اين ماتم و پس سلامت ز يك سال گريه شود عذر گويا دو دخترش يك سال بر او نوحه‌سرائى كردند چنانچه بر حسين ( ع ) هم يك