ابى هريره روايت شده كه گفت : اين دو گوشم شنيد و اين دو چشمم ديد رسول خدا ( ص ) را كه هر دو دست حسن يا حسين را گرفته بود ، و گام او بر روى دو قدم رسول خدا ( ص ) بود ، آن حضرت مىفرمود : « حزقة حزقة ، ترق عين بقه » تا آن پسرك بالا رفت و گام بر سينهء رسول خدا ( ص ) نهاد و سپس به او فرمود : دهانت را بگشا ، دهان او را بوسيد و فرمود : هر كس او را دوست بدارد ، من دوستش دارم .
( 1 ) بزار هم [ 1 ] نزديك به همين مضمون ، حديث را روايت كرده ، حزقه :
ضعيفاندام و كوتاه گام را گويند و پيغمبر ( ص ) بر سبيل شوخى و نوازش به او فرموده است ، و ترق : يعنى بالا بيا ، و عين بقه : كنايه از كوچكى چشم است و خبر مبتداى محذوفى است .
( 2 ) در بعضى كتب معتبره از طاوس يمانى روايت شده است كه : چون حسين بن على ( ع ) در جاى تاريكى مىنشست ، مردم از پرتو جبين و گلويش ، او را مىشناختند ، چون رسول خدا ( ص ) جبين و گلويش را بسيار بوسيد ، يك روز جبرئيل نازل شد و زهراء ( ع ) در خواب بود و حسين ( ع ) در گهواره مىگريست ، جبرئيل براى او لالائى گفت و او را آرامش داد تا مادرش بيدار شد و آواز لالائى شنيد و كسى را نديد و پيغمبر ( ص ) به او خبر داد كه جبرئيل بود ، من گويم : مرثيهاى كه از رباب ، زوجهء حسين ( ع ) دربارهء او روايت شده است ، اشاره
هامش
[ 1 ] بزّار با باء مقدّم بر راء بىنقطه بر وزن شدّاد ، فروشندهء روغن تخم كتان را گويند ، و آن لقب احمد بن عمرو حافظ بصرى صاحب « مسند كبير » است ، در زهد و ورع مانند احمد بن حنبل بوده و در آخر عمرش به شام و اصفهان كوچ كرده و علم خود را منتشر نموده و سال 292 در « رمله شام » وفات كرده است .