تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 826

مساهمون:

ص٨٢٦
مرحبا بر تو اى ابا عبد اللَّه ، اى زيور آسمانها و زمين ، أبي به او عرض كرد : چطور كسى جز شما زيور آسمانها و زمين است ؟ ! ! فرمود : اى أبي ، بدان كه به راستى مرا به پيغمبرى فرستاده ، به راستى حسين بن على ( ع ) در آسمان ، بزرگوارتر از زمين است زيرا در سمت راست عرش خدا او را مصباح هدايت و سفينهء نجات نوشته‌اند . ( 1 ) شيخ جليل ثقه ، على بن محمد خزّاز قمى [ 1 ] به سند خود از ابو هريره روايت كرده است كه گفت : من نزد پيغمبر ( ص ) بودم با أبو بكر و عمر و فضل بن عباس و زيد بن حارثه و عبد اللَّه بن مسعود كه ناگاه حسين بن على ( ع ) درآمد ، پيغمبر ( ص ) او را گرفت و بوسيد و فرمود : « حزقة حزقة ، ترق عين بقه » : « كوچولو ، موچولو ، بالا بيا چشم پشه » و لب بر لب او نهاد و گفت : بار خدايا ، من دوستش دارم ، او را دوست دار و دوست او را دوست دار ؛ اى حسين ، تو امامى ، زاد امامى ، پدر نه امامى از فرزندان خود كه پيشوايان نيكند . ( 2 ) علّامهء مجلسى ( ره ) در « بحار » گويد : در حديث طبرانى [ 2 ] با سند خوبى از
هامش
[ 1 ] على بن محمد بن على خزّاز با حروف نقطه‌دار قمى است و ثقهء اصحاب ما است و ابو القاسم كنيه دارد ، فقيه و موجّه بوده ، كتاب « ايضاح » و « احكام الدينيه » و « كفايه » داشته است و گويا از شاگردان شيخ صدوق و ابو مفضل شيبانى بوده . ( 1 ) طبرانى همان ابو القاسم سليمان بن احمد بن ايوب لخمى يكى از حافظان حديث و صاحب كتاب معجم است ، در « طبريه شام » متولّد شده و در اصفهان مسكن گزيده و در آن به سال 360 وفات كرده و او را « مسند الدنيا » خوانند و دربارهء كثرت حديث وى از او پرسيدند ، گفت : من سى سال روى حصير خوابيدم .