و هتك حرمت و اسير كردن بچهها و زنانت و غارت كردن خيمههايت همدست شوند ، در اين هنگام لعنت بر بنى اميّه فرود آيد و آسمان خون بارد ، هر چيز بر تو بگريد تا برسد به وحوش بيابان و ماهيان درياها .
( 1 ) 40 - به سند متصل به شيخ اجل جعفر بن محمد بن قولويه قمى به سندش از حماد بن عثمان ، از امام ششم فرمود : چون پيغمبر ( ص ) را به معراج بردند به او گفتند : خدايت در سه چيز امتحان كند تا بنگرد صبرت را ، گفت : به فرمانت تسليم هستم پروردگارا و جز با محك تو توانائى صبر ندارم ، آنها چه باشد ؟ گفته شد :
اول : گرسنگى و مقدّم داشتن حاجتمندان بر خود و خاندانت ، عرض كرد :
پذيرفتم پروردگارا و راضيم و تسليمم و توفيق و صبر از تو است .
و اما دوّم : تكذيب شوى و سخت ترسان باشى و جان در راه من بدهى و با كفار با مال و جانت نبرد كنى و بر هر آزارى كه از آنها به تو رسد يا از منافقان و بر دردهاى جنگ و زخمهاى آن صبر كنى . گفت : پروردگارا پذيرفتم و راضى شدم و تسليمم و توفيق و صبر از تو است .
و اما سوّم : در آنچه بعد از تو ، خاندانت از كشتار و قتل بينند ؛ اما برادرت از امّتت شتم و سرزنش و سركوب و حرمان و كوشش و سختى و ستم بيند و آخر كشته شود ، گفت : پروردگارا ، تسليمم و پذيرايم و توفيق و صبر از تو است ؛ اما دخترت ( مىگويم : سپس پيغمبر از مصائب دخترش خبر داد ) تا آنكه فرمود : از برادرت دو پسر داشته باشد كه يكى از آنها را به نامردى بكشند و چپاول كنند و نيزه زنند ، امّتت با او اين كار كنند . گفت : پروردگارا ، پذيرفتم و انّا للَّه و انّا اليه
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 78
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٧٨