على ( ع ) فرمود : در اموال پدر خود مالى به اين نام نمىشناختم ، و شب دوم هم همين خواب را ديد و از كسان خود پرسش كرد ، يكى از زنان خانوادهاش گفت :
پدرت بندهاى رومى به نام « نحيس » داشت كه در « ذى خشب » براى او چشمهاى بيرون آورد ، حضرت از آن خبر گرفت و به او اطلاع دادند . چند روز بعد ، وليد بن عتبه بن ابى سفيان خدمت حضرت فرستاد و پيغام داد : به من گفتهاند پدرت در « ذى خشب » چشمهاى به نام « نحيس » دارد ، اگر خواهى بفروشى ، من خريدارم ، حضرت فرمود : آن را به اداى دين حسين ( ع ) مىفروشم ، و مقدار دين را به او تذكّر داد ، او هم به همان بهاء آن را گرفت و حقا به شب شنبه را براى سكينه استثناء كرد .
( 1 ) سكينه ( ع ) روز پنجشنبه پنجم ماه ربيع الأول سال صد و هفده هجرى وفات كرد و در همان سال خواهرش فاطمه بنت الحسين هم وفات كرد كه مادرش امّ اسحاق دختر طلحة بن عبيد اللَّه بود و او همسر امام حسن ( ع ) بود و طلحه را كه در كودكى مرد براى او زائيد و حسين ( ع ) پس از برادر او را تزويج كرد و فاطمه بنت الحسين را آورد .
( 2 ) ابو الفرج گويد : مادر امّ اسحاق « جرباء » دختر قسامة بن طى بود ، او را از بس زيبا بود « جرباء » لقب كرده بودند زيرا هر زن زيبائى هم كه پهلويش بود در برابر او زشت مىنمود ، امّ اسحاق پيش از حسين ( ع ) زوجهء حسن بن على بن ابى طالب ( ع ) بود و چون وفاتش رسيد ، به برادرش حسين ( ع ) گفت : من از اين زن راضى هستم و چون وفات كردم مبادا از خانهء شما برود ، پس از عدّهاش او را تزويج كن ؛ و چون حسن ( ع ) وفات كرد ، حسين ( ع ) او را تزويج كرد ، و براى
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 727
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٧٢٧