از اين لحاظ يگسان نيستند بلكه متابوليسم بازال در عدهء از آنها طبيعى و متوسط بوده و در عدهء قدرى بالاتر از طبيعى و در جمعى نيز مقدارى پائينتر از طبيعى مىباشد . دستهء اول كسانى هستند كه فعاليت غدهء تيروئيد در آنها به حد اعتدال است و حكماى قديم اين اشخاص را صاحب مزاج معتدل مىناميدند . دستهء دوم اشخاصى هستند كه فعاليت اين غده قدرى بيش از حد طبيعى بوده و قدما آنها را گرممزاج ناميده و در دستهء سوم فعاليت غدهء تيروئيد كمتر از عادى مىباشد و در نزد حكماى قديم به سردمزاج معروف بودند و از اينجا معلوم مىشود كه تئورى گرمى و سردى مزاج تا چه اندازه اصل علمى متين و محكم دارد . اكنون گوئيم هر ماده كه از خارج وارد بدن انسان مىشود اعم از مواد غذائى و دوائى در غدد مترشحهء داخلى و من جمله تيروئيد تأثير داشته و متابوليسم بازال را بالا يا پائين مىبرد و بالنتيجه ايجاد حرارت يا برودت مىكند . قدما هر مادهء كه متابوليسم بازال را پائين آورد سرد و هر ماده كه متابوليسم بازال را بالا برد گرم و هر مادهء كه آن را به حد اعتدال نگاه دارد معتدل مىناميدند پس به اين قاعده كلم و كدو يا خيار و كاهو كه بزعم قدما سردند متابوليسم بازال را پائين مىآورند و تره و جعفرى و شنبليله كه بعقيدهء حكماى قديم گرماند متابوليسم
نهضت پزشكى يا لزوم تجديد نظر در اصول و مبانى طب امروز ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص١٧٠