نزديك داشته و از لحاظ عمل لازم و ملزوم يكديگرند بطورى كه مىتوان گفت يك دستگاه محسوب مىشوند لذا امروزه آنها را متحدا بنام :
Systeme neuro - endocrinien
يا
Systeme neuro - glandulaire
مىنامند . اعضاء و اجزاء مختلفهء اين دستگاه بزرك هورمونهاى گوناگونى كه عدهء آنها لا تعد و لا تحصى است ترشح كرده و اين هورمونها كليهء نسوج و اعضاء بدن را به كار واداشته و اعمال حياتى مختلف را انجام مىدهند « 1 » . بروز هر عمل حياتى توأم با
هامش
( 1 ) غدد مترشحهء داخلى منحصر به چند غده كه رسما در كتب كلاسيك نوشته شده از قبيل هيپوفيز ، اپىفيز ، تيروئيد ، تيموس ، پانكرآس سورنال ، تخمدان و بيضه نيست بلكه كليهء اعضاء بدن ( قلب ، ريه ، مغز ، معده ، كبد ، گليه و غيره ) هورمونهائى ترشح مىنمايند كه داخل خون شده و به تمام بدن مىرود . كلمهءHormoneكه به معناىJe l'exciteاست به اين جهت وضع شده كه هر عضو از اعضاء بدن بلكه هر نسج و هر سلول ، مادهء از خود مىسازد كه ساير نسوج و اعضاء بدن را به كار وامىدارد .
اين تئورى كه به نظر ما بسيار جديد مىآيد در تأليفات بقراط طبيب معروف يونانى ديده مىشود . بقراط در 2300 سال پيش مىگويد :
« هر عضو براى تمام بدن و براى خودش كار كرده و تمام بدن براى خود و براى هر عضو كار مىكند بهطورىكه يك همآهنگى عمومى در بدن وجود داشته و هيچ عاملى مخل آن نبوده و هيچگونه نقصى در آن مشاهده نمىشود . هر جزئى از بدن ( گوشت ، چربى ، ريتين و غيره ) هرچه لازم دارد مىگيرد ، آنچه به حال او مضر است دفع مىكند و هرچه براى ساير اعضاء لازم است به آنها مىدهد . . . » اين جملات از دائرةالمعارف بزرك ، جلد مربوط به تاريخ پزشگى صفحهء 44 اقتباس شده و عين متن كتاب نيز در اينجا نقل مىشود :
( بقيه در حاشيهء صفحهء بعد )