تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
مهيب غولى عظيم عرض اندام كرد و به اين ترتيب علم طب تحت الشعاع كسب و تجارت قرار گرفت و اين گوهر شبچراغ در منجلاب افتاد و پيكر لطيف و ظريف فرشتهء معنويت در ميان فشار پنجه‌هاى درشت و ستبر ماديت خرد و مرد شد و چتر استيلا و سيطرهء صاحبان سيم و زر و مالكان در و گوهر بر سر جامعهء خدمتگزار و زحمت‌كش پزشكى و داروسازى سايه افكند و مارك و فرانك و ليره و دلار فرمانفرما و مالك الرقاب قلمرو دانش و هنر گرديد . اگر در دهه‌هاى آخر قرن نوزدهم تنها تعدادى انگشت‌شمار از داروهاى اختصاصى در آزمايشگاهها ساخته مىشد و فقط داروهايى از قبيل فناستين و آنتى پيرين شاخص و مشاراليه بود و شهرت جهانى داشت ، اما پس از جنگ جهانى دوم و مخصوصا در دهه‌هاى ششم و هفتم قرن بيستم ، تعداد كل داروهاى ساختگى و صناعى آزمايشگاههاى داروسازى كه همانند سيلى سهمگين و بهمنى مرگ‌آفرين به بازارهاى دارويى دنيا سرازير مىشد و همه چيز را در زير فشار و سنگينى خود درهم مىشكست بطور يقين ، از رقم يك‌صد هزار فراتر مىرفت و تازه . . . آغاز فاجعه بود ! ! بموازات اين تعداد روزافزون داروها ، از سالهاى پس از جنگ جهانى دوم ، آثار نامطلوب و ناخوشايند و زهرآگينى و سميت و عوارض و پيچيدگيهاى بغرنج نتيجه و حاصل استعمال اين داروها در بيماران ، رفته‌رفته ، آشكار شد و فصلى نوين با عنوان « بيماريهايى كه پزشك به وجود آورد « 4 » » به علم الامراض انسانى بيفزود . اين عنوان ابداعى و اختراعى حيله‌اى و خدعه‌اى بود دست‌پروردهء تراستهاى دارو ، مگر با اين سرپوش سيماى پليد و اشمئزازآميز و چهرهء زشت و نفرت‌انگيز زيانها و خطرات غير قابل جبران داروها را بپوشانند و از چشمها به دور دارند و جز اين چاره‌اى نداشتند كه همهء فشار و بار سنگين و كمرشكن فسادها و تباهيهاى ناشى از داروها را بر دوش پزشك معالج بگذارند و دريغا كه در اين معركه خيمه‌شب‌بازى و صحنه‌سازى كسى نبود كه از اين صنف خدمتگزار و فداكار ، بواجبى ، دفاع كند ! ! البته جاى شك نيست كه پزشك بشر است و بشر از خطا و اشتباه محفوظ و مصون نيست و دور نيست بلغزد و به گمراهى رود يا در كار خود قصور و تقصير داشته باشد . در اين حال ، بازپرسى و رسيدگى بر عهدهء سازمانهاى رسمى و از جمله ، سازمان نظام پزشكى است . هيچ‌كس نمىتواند اين حقيقت مسلم را انكار كند كه برترين لذت روحى پزشك آن است كه بيمارش به خوبى درمان شود . چو تنها « هنر درمان بيمار » است كه موجب اعتبار و مورث افتخار پزشك در اجتماع و پايهء سرافرازى و مايهء بلند نامى او در ميان اقران و امثال خواهد بود . بنابراين هيچ پزشكى در سراسر جهان وجود ندارد كه بخواهد بيمارش تلف شود و مردم علت مرگ را به او نسبت دهند .
هامش
( 4 ) .Maladies Iatrogenes - Iatrogenic disease .