سى . ويس « 22 » به زبان فرانسوى ترجمه شده و به سال 1977 در چاپخانهء تشو « 23 » به طبع رسيده است ، آنچه را كه مدت سه ماه در جستجوى آن بودم پيدا كردم و با اشتياق هرچه بيشتر تمامى كتاب را خواندم و اينك آنچه مربوط به ازدياد روزافزون بيماريهاى تصلبى شرايين قلب و سكتههاى قلبى در حال حاضر و مقايسه آن با همين بيماريها در صد سال پيش است به عنوان اسنادى بسيار گرانبها و مكتوم بر عموم پزشكان جهان ( زيرا هيچكس دسترسى به اين قبيل اسناد ندارد مگر با پيگيريهاى خاص كه براى همهكس هم مقدور نيست ) در معرض داورى خوانندگان محترم مىگذارم .
در صفحهء 126 كتاب مزبور چنين آمده است :
« بطور مسلم از چند قرن پيش پزشكان به تشخيص دقيق آنژينهاى صدرى نايل مىشدند ، زيرا دردهاى شديد و بسيار ناراحتكنندهاى كه مانند يك « حلقه » آهنى دور سينهء اين قبيل بيماران را مىفشارد آنقدر واضح و آشكار مىباشد كه بعيد به نظر مىرسد كه پزشكان آن را تشخيص ندهند . براى اثبات مطلب كافى است گفته شود كه پزشك مشهورى به نام هبردن « 24 » در سال 1868 شرحى در توصيف اين بيمارى نوشته كه هنوز هم به قوت خود باقى است و كلاسيك مىباشد ، وانگهى در سال 1930 كه الكترو كارديوگرافى
( E . C . G )
اختراع شد و تشخيص بيماريهاى قلبى حقيقتا بسيار دقيق گرديد ، از آن به بعد هم اگر به تعداد روزافزون و سريع اين بيماريها توجه كنيم به خوبى ثابت خواهد شد كه اين افزايش روزافزون هيچگونه ارتباطى با تشخيص بيماريهاى مزبور ندارد چنان كه در سال 1931 ( با استفاده از الكترو كارديوگرافى براى تشخيص بيماريهاى قلب ) تعداد تلفات از بيماريهاى كورونر 166 نفر در يك ميليون نفر بود و در سال 1969 اين تعداد به 2856 نفر در هر ميليون نفر رسيد . ضمنا بايد دانست كه اوسلر در 8860 بيمار كه به سال 1893 معاينه كرد فقط 5 نفر مبتلا به آنژين صدرى مشاهده نمود و در ابتداى قرن بيستم مىگفت اگر يك دانشجوى پزشكى در تمام دوران تحصيلى خود يك بيمار مبتلا به كورونر ببيند خيلى شانس آورده است و حال آنكه در سال 1976 يك دانشجوى پزشكى به سهولت در هر هفته پنج مورد از اين بيمارى را مىبيند پس همانطور كه سازمان بهداشت جهانى گفته است ، بيماريهاى قلب و عروق و بويژه بيماريهاى كورونر و انفاركتوسهاى قلبى يك فاجعه و بلاى عام و يك بيمارى همهگير وحشتناك براى افراد بشر مىباشد كه ريشههاى آن از سال 1890 شروع شده و تا امروز پيوسته بر تعداد آن بطور عجيب و سريعى افزوده گرديده است . »
و در صفحهء 27 چنين مىنويسد :
« تا دههء اول قرن بيستم سكتههاى قلبى بندرت در اجتماعات غربى وجود داشت
هامش
( 22 ) .C . Vaysse( 23 ) .Tchou( 24 ) .Heberden