نزديك به يقين ، گروهى كثير از استادان و محققان و پزشكان يا به گفتههاى آنان ابدا اعتنا نكنند يا آن دو نابغه را همانند گاليله مورد تكفير و تمسخر قرار دهند و با سفسطه و مغلطه و هوچىگرى از ميدان به درسازند . در اين ميان ، اگر افرادى كاملا بىغرض و مرض و عارى از هرگونه حب و بغض ، كه به ناگزير در هر اجتماع وجود دارند ، در مقام تحقيق و تجسس برآيند و بخواهند علت اين ضديتها و مخالفتها را دريابند ، به درستى دريابند كه ريشهء همهء آنها از دو مبداء و منشاء آب مىخورد : از تعصب جاهلانهء قرون وسطايى و غرور و خودخواهى و نادانى ، همان گونه كه كشيشان زمان گاليله داشتند ، يا از اغراض كاملا مادى و حرصورزى و سودجويى و پولپرستى و براى دستمالى قيصريهاى را آتش زدن ، چنان كه بسيارى از دانشمندان پليد و ضد بشر كنونى ، بطور مستقيم و غير مستقيم ، جيرهخوار تراستهاى دارو هستند و مانند ريشههاى سرطان ، به گونهاى مرئى و نامرئى ، در كليهء سازمانهاى اجتماعى و ملى و دولتى و علمى و فنى و دانشگاهى سراسر جهان نفوذ و رسوخ دارند و با فعاليتهاى تبليغاتى و اهريمنى خود و به ويژه از راه مقالات علمى ظاهرا مستدل و منطقى پيوسته ، تودهء عمومى مردم و پزشكان و داروسازان و حتى محافل بزرگ علمى را اغفال مىكنند و سمپاشيهاى آنان تمامشدنى نيست و چشم تنگ دنيادار آنان را خاك گور هم پر نمىكند ! ! اين است على التحقيق بزرگترين مسأله پزشكى در قرن طلايى بيستم ! معمايى لا ينحل و طلسم ناگشودنى . . . و يكى از بزرگترين علل عقيم ماندن تلاش و كوششهاى مستمر محققان بزرگى نظير پرفسور پاستور والرى رادو و پرفسور بزانسون و پرفسور پيه دوليور و ديگران كه معتقد به وجود حالت بحرانى خطرناك در پزشكى معاصر و لزوم تجديدنظر در اصول و موازين آن هستند ، همانا رعب و هراس از هوچىگرى و سفسطهبازى و صحنهسازى و پشتهماندازى مشتى عالمنمايان دونصفت و پستفطرت و مزدور و منفور و نفعدوست و سودپرست نمىگذارد گفتهها و نوشتههاى حكيمانهء محققان فرزانه و دلسوز به حال بشر بجايى برسد . و نيز به همين علت است كه در كليهء محافل پزشكى جهان ، چه در كشورهاى پيشرفته و چه به نسبت كمتر در كشورهاى در حال رشد ، تناقضى عجيب و شگفتآور حكمفرما است . مثلا در كشور فرانسه ، از يكسو ، دكتر فليسينپك « 61 » كتابى تحت عنوان « از طب علمى غير انسانى به سوى طب انسان زنده » « 62 » تأليف مىكند و در صفحهء 33 كتاب مزبور مىنويسد : « دانش پزشكى در مسير تحولات خود به سوى نيستى و زوال گام برمىدارد ، و بىاندك پردهپوشى ، سخت قابل انتقاد گرديده و حكم چرخ زنگزدهاى را در يك مكانيسم پيچيده و بغرنج
هامش
( 61 ) .Dr . Felicien Pech( 62 ) .De l'inhumaine Medecine scientifique la Medecine de l'homme vivant 1961