« بهطورىكه مىدانيم دو قسم تندرستى وجود دارد : يكى طبيعى و دو ديگر مصنوعى . ما تندرستى طبيعى را كه از مقاومت بافتها در برابر بيماريهاى عفونى و استحالهاى و تعادل دستگاه عصبى ناشى مىشود ، گرامى مىداريم نه سلامتى مصنوعى را كه بر رژيمهاى غذايى و تزريق واكسنها و سرمها و محصولات غدد داخلى ( غدد درونريز ) و ويتامينها و آزمايشهاى مكرر طبى و پرستاريهاى پرخرج پزشكان و بيمارستانها متكى است . انسان بايد چنان ساخته و پرداخته شود كه به اين مسائل نيازمند نباشد . علم طب روزى به بزرگترين پيروزى خود نايل خواهد شد كه بتواند آثار بيمارى را از ميان بردارد تا آدميان از لذت و مسرتى كه محصول تكامل اعمال بدنى و روانى است برخوردار شوند . اين مفهوم تندرستى با انتقاداتى سخت مواجه خواهد شد زيرا با طرز تفكر امروزين ما موافق و مناسب نيست . طب كنونى به ايجاد تندرستى مصنوعى و يا نوعى تندرستى فيزيولوژى هدايتشده « 53 » متمايل گشته و گرايش يافته است . و كمال مطلوب اين علم ، دخالت در اعمال بافتها و اندامها ، به كمك مواد شيميايى خالص و تحريك يا ترميم اعمال نارسا و افزايش مقاومت بدن برابر عفونتها و تسريع واكنش بافتها و اخلاط عليه عوامل بيمارىزاست . ما هنوز بدن انسان را چون ماشينى مىانگاريم كه خوب و كامل ساخته شده و قطعات آن به هردم به ترميم و تحكيم نيازمند است .
فيزيولوژى را نمىتوان با علم اقتصاد مقايسه كرد . كيفيات بافتى و خلطى و روانى بىنهايت پيچيدهتر و دشوارتر از قضاياى اقتصادى و اجتماعى است . موفقيت اقتصاد هدايتشده « 54 » ممكن ولى پيروزى فيزيولوژى هدايتشده ناممكن است . سلامت ساختگى و مصنوعى براى انسان امروزين كافى نيست . آزمايشهاى مكرر طبى اغلب مزاحم و دردناك و بىفايده است . « 55 » مردان و زنانى كه سالم به نظر مىرسند ، پيوسته به ترميمهايى كوچك نيازمندند و نشاط و قدرت كافى ندارند كه وظيفهء انسانى خود را با خوشبختى انجام دهند . وجود سلامتى خيلى پرارزشتر از فقدان بيمارى است . سست اعتمادى كه مردم به حرفهء پزشكى ، رفتهرفته ، ابراز مىدارند ، تا اندازهاى معرف اين احساس است . بىآشنايى و توجه به طبيعت و فطرت واقعى و حقيقى انسان نمىتوان شكل سلامت مطلوب او را تأمين كرد . مىدانيم كه اندامها و خلطها و شعور مجموعهاى واحد و چكيدهء زمينههاى ارثى و شرايط پرورش و عوامل شيميايى و فيزيكى و فيزيولوژيكى محيط است و سلامت با تركيب شيميايى و ساختمان هر قطعه از بدن و
هامش
( 53 ) .Physiologie dirigee( 54 ) .Economie dirigee( 55 ) . پرفسور ژان شارل سورينا رئيس بيمههاى اجتماعى كشور فرانسه در كتاب كارخانه بيمارسازى ، غارتگرى در پزشكى صفحهء 135 مىنويسد :
« اگر هزار آزمايش طبى براى بيماران انجام دهند ، هزارتاى ديگر نيز موجود است . »