بعضى خصائص اين مجموعه بستگى دارد . به جاى آنكه در كار هر عضو به تنهايى دخالت شود ، بايد به حسن عمل اين مجموعه كمك رساند . سلامت طبيعى موضوعى قابل غور و مطالعه است ، بعضى افراد برابر بيماريهاى عفونى و استحالهاى و فرسودگى دوران پيرى مقاومت مىكنند ، بايد راز اين مقاومت و پايدارى را فاش كرد . برخوردارى از سلامت طبيعى به نيكبختى آدمى مىافزايد . بعد از موفقيتهاى بزرگ بهداشت در مبارزه عليه بيماريهاى عفونى و همهگيريهاى بزرگ ، اكنون هنگام آن رسيده است كه تحقيقات زيستشناسى ( بيولوژيكى ) قسمتى از تلاش و كوشش خود را از مطالعهء ويروسها و باكتريها ، به سوى كيفيات بدنى و روانى معطوف دارد . به جاى آنكه خود را بپوشاندن آسيبهاى عضوى استحالهاى راضى كنيم بايد براى پيشگيرى آنها راهى بيابيم . فقط تجويز مواد شيميايى براى بيمار ، سلامت حقيقى او را تأمين نمىكند . بايد اعضاء بتواند مواد شيميايى لازم را در بدن ، خودبهخود بسازد . ولى آشنايى به چگونگى تغذيهء غدد درونريز خيلى مشكلتر از شناسايى موادى است كه مىسازد . ما تا به امروز راههاى آسانتر را دنبال كردهايم و اكنون بايد در عمق وجود خود مناطق گمنام و مجهول را كاوش كنيم . پيشرفت حقيقى طب با بناى بيمارستانهاى بزرگ و به كار انداختن كارخانههاى عظيم دارويى تأمين نمىشود . بلكه با پيدايش دانشمندانى تحقق مىيابد كه از تصورى خلاق برخوردارند و در ميان آرامش آزمايشگاهها ، بالاتر از كوشش در ساختمان شيميايى ، در كشف رازهاى بدنى و روانى تعمق مىكنند . پيروزى دريافتن راز سلامتى طبيعى مستلزم شناسايى عميق جسم و جان آدمى است . » « 56 »
ما در جاى خود ثابت خواهيم كرد كه اصول پزشكى ابن سينا ، در كليهء موارد ، به بهداشت حقيقى تن و روان آدمى و ايجاد مصونيت طبيعى در اشخاص و تقويت نيروى عصبى و مقاومت در برابر بيماريها متوجه بوده و در سالمسازى افراد بشر نقشى كاملا مؤثر داشته است و بويژه به اين گفتهء دكتر آلكسيس كارل كه « بايد اعضاء بتواند مواد شيميايى لازم را در بدن ، خودبهخود بسازد تا به تجويز داروهاى شيميايى نياز نباشد » عمل شده است . در صورتى كه پزشكى معاصر ، علىرغم تبليغات دامنهدار و پرهياهوى خود و ادعاى اكتشاف داروهاى معجزهآسا و درمان بيماريهاى خطرناك و صعب العلاج ، حتى از درمان اختلالات خفيف و ناراحتيهاى جزئى اعضاء بدن نيز عاجز است ، دكتر الكسيس كارل در كتاب خود به اين مطلب صريحا اعتراف كند و چنين گويد :
« برخى اشخاص ، بىآنكه حقيقتا بيمار باشند ، از مواهب تندرستى كامل نيز برخوردار نيستند . زيرا وضع بعضى از بافتهاى آنها بد است و مثلا ترشح اين غده يا آن
هامش
( 56 ) . انسان موجود ناشناخته ، تأليف دكتر آلكسيس كارل ، ترجمهء دكتر پرويز دبيرى ، چاپ هفتم ، سال 1356 ، صفحهء 324 .