و با تشخيص صحيح و دقيق و به مقدار مجاز مندرج در كتابهاى فارماكولوژى بروز كرده و اهميت مسأله هم در همينجا است زيرا اين ماجرا بزرگترين نشانهء خطرات داروها و درمانهاى جديد به شمار آيد كه بايد درصدد اصلاح آن برآيند .
براى اينكه مطلب كاملا روشن شود و هيچگونه ابهامى باقى نماند به ذكر يك نمونه از داروهاى بىاندازه رايج كنونى مىپردازيم و مهمترين خطر مسلم آن را ، و لو اينكه با نهايت دقت توسط استادان و شخصيتهاى عاليقدر پزشكى تجويز شود ، ذكر مىكنيم و آن داروهاى ضد انعقاد ( ضد ويتامين ) و از عوارض خطرناك آن انواع خونريزيها و خطرناكترين آن خونريزى مغزى منجر به فوت است . اين خونريزى چيزى نيست كه بتوان مانع بروز آن شد . زيرا لازمهء عمل اين داروها خونريزى است ، منتها به درجات مختلف و در افراد مختلف . معمولا آنچه بيشتر ديده مىشود خونريزى جهاز هاضمه است كه مرتبا از طرف كشورهاى عضو به سازمان بهداشت جهانى گزارش مىشود و گزارشدهندگان از تكرار گزارشها در اينباره خسته و ملول شدهاند و مىگويند تا كى و تا چند گزارش دهيم كه داروهاى ضد ويتامين باعث خونريزى جهاز هاضمه مىشود . « 12 »
بارى ، همهء دانشمندان و محققان سازمان بهداشت جهانى و استادان علوم پزشكى كه در سمپوزيومها و كنگرههاى بين الملل ، به منظور هشدار و اعلام خطر نسبت به زيان داروها ، تاكنون جلساتى تشكيل داده و سخنرانيهايى غرا كردهاند و يا مقالات و رسالات و كتابهايى در اينباره تأليف نمودهاند ، از لحاظ قياس ، به كشتىنشينانى همانند هستند كه از زمرهء استادان عاليقدر علوم رياضى و فيزيك به شمار آيند و حتى ملوانان و كارگران كشتى نيز در همين وضع و مقام باشند . اكنون چنين بينگاريم كه دريا ناگهان طوفانى شده و كشتى به صخرهاى اصابت كرده و يكى دو شكاف در بدنهء آن پيدا شده است و آب از آن شكافها به درون كشتى بشدت فوران كند ، در چنين وضعى وحشتانگيز و دهشتخيز ، كشتىنشستگان به جنبش و تلاش و بحث با يكديگر پرداختهاند . مثلا استاد فيزيك از جاى برمىخيزد و ابعاد شكافها را با كمال دقت اندازه مىگيرد و فاصلهء ميان اينها را تا سطح آب دريا معين كند و سپس با بانگى بلند مىگويد :
به ساكنان كشتى هشدار دهم و اعلام خطر كنم با چنين فشارى كه آب به داخل كشتى روان است ، طبق محاسبهاى دقيق پس از سه ساعت و نيم ، فلان مقدار آب به كشتى داخل شده و بيش از نيمى از كشتى را آب خواهد گرفت ! اين را مىگويد و بجاى خود مىنشيند .
پس از او استاد رياضى از جاى برخيزد و با استاد فيزيك به بحث پردازد و گويد :
هامش
( 12 ) .Pharmacologie Clinique . J . P . Jiroud , G . Mathe , G . Meyniel . 1978 . p . 208 . Tome . l .