نمود . اولياى بيمارستان چون حال او را چنين ديدند ، از انجام عمل منصرف شده و او را موقتا مرخص كردند .
تشخيص - طبق قوائد پزشكى سنتى ، بيمارى را ناشى از « رطوبت و سودا » ى بدن يافتم . بيمار پيوسته در جنبش و حركت بود . دستها و صورت و بدن هريك بر خلاف ديگرى حركت مىكردند . قيافه مهيبى پيدا كرده بود .
درمان - در اينجا داروهائى لازم بود كه رودهها را نرم كرده ، ورم را فرونشاند و عارضه را بر طرف سازد و ضمنا هيچگونه ضرر و آزارى نيز براى ورم آپانديس نداشته باشد . ازاينرو نسخه زير را تجويز كردم :
1 - روغن بادام شيرين 16 ل .
2 - جوشانده گل خطمى 2 ، گل پنيرك 2 ، تاجريزى 5 ، ريشه خطمى 5 و بزرك سفيد 5 ل ، ( دستور دادم اين داروها را پس از جوشانيدن صاف كرده لعاب آن را به بيمار بنوشانند . هم ملين طبع و هم ضد ورم و هم ترميمكننده زخمهاى روده مىباشد و هم جدار روده را نرم و ليز مىنمايد . )
3 - جوشانده اسطوخودوس 1 ، بابونه 1 ، بادرنجوبه 1 و ريشه ايرسا 2 ل ( براى دفع سودا و رفع تحريكات عصبى و هيجان ) .
در تاريخ 27 / 10 / 29 دل درد بسيار تخفيف يافته و بهتر شده بود . از اثر فشار دست بر روى قولون راست بيمار ديگر درد چندانى احساس نمىكرد . حملات داءالرقص بسيار كاهش يافته بود . اطرافيان گفتند چند بار حمله بروز كرد ولى خيلى سبكتر و آرامتر بود .
در روز مراجعه به مطب ، از صبح تا ساعت 5 / 11 يعنى مدت سه ساعت پيش من بود . هيچ حملهاى بروز نكرد . داروها تكرار شدند حب باريجه افزوده گرديد كه روزى سه تا چهار دانه بخورد .
در تاريخ 28 / 10 / 29 اطلاع دادند شب گذشته دو سه بار حملات مختصرى بروز كرد كه هربار بيش از چند دقيقه دوام نداشت . تشنجات و حركات اين مرض بر طرف ولى درد ناحيه آپانديس كماكان باقى بود . داروها تكرار شدند .
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: عبد الله احمديه
ص٨٦