گرديده بود . ديگر دمل تازهاى نروئيده بود . مزاج روزى دو بار كار مىكرد ولى مقدار مدفوع كم بود . بيمار غذا مىطلبيد ولى با بىميلى آن را صرف مىكرد . نسخهاى به شرح زير برايش نوشتم :
1 - جوشانده مركب از بنفشه 1 ، اصل السوس 2 ، پوست بيد 3 ، ريشه كاسنى 2 ، سنامكى 1 ، تمر هندى 5 ، بيدخشت 12 ل و عناب 20 دانه .
2 - عصارهى تخم خرفه 2 ، تخم گشنيز 2 ، تخم شويد 3 ل . ( توضيح آنكه در اين نسخه سنامكى و تخم شويد را كه طبيعتى گرم دارند براى رفع « سردى » و نفخ معده دادم . )
3 - ضماد برگ چغندر
- در تاريخ 10 / 4 / 33 رنگ چهره باز هم روشنتر و بازتر مىنمود . مىگفت طرف چپ معدهاش گر مىگيرد . چشمها شبها قى مىكنند . اشتهايش خوب ولى لينت مزاجش خوب نيست . مخصوصا بعد از خوردن داروهاى اخير كه شامل سنامكى و تخم شويد بود لينت نداشت . مزاج با خوردن تمر و « خنكى » دوبار به كار افتاد كه با درد و پيچ همراه بود . ادرار هم در اثر خوردن سنا و تخم شويد زرد شده بود .
مىگفت : « برگ چغندر را روى صورت ضماد كردم . تا زمانى كه آب و رطوبت داشت حرارت پس مىداد و مىسوخت . آب چغندر بهقدرى حرارت بدن را به سمت صورت مىكشيد كه در تنفس احساس حرارت زياد مىكردم . » قلب او خيلى بهتر شده بود .
جوشهاى بدن كمتر و كمرنگتر گشتند و ديگر با فشار انگشتان محو نمىشدند . در اثر استفاده از ضماد برگ چغندر پوستهها كمتر گرديده و كنده شدند و جاى بيشتر آنها پوستههاى تازهاى نروئيده بود . لكههاى سفيدى در صورت مشاهده مىشدند كه كنده نمىگرديدند . براى رفع آن سپردم پيه بز را با آب چغندر بجوشانند تا تمام آب بخار شده و ضماد نرمى حاصل آيد و سپس آن را بر روى لكههاى بدن و صورت بمالند . همچنين دستورات زير را برايش نوشتم :
1 - روزى يك قاشق سوپخورى اسپرزه .
2 - جوشانده مركب از بنفشه 1 ، پوست بيد 2 ، نيلوفر 2 ل و آلوبخارا 20 دانه .
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٣٤