تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
- در تاريخ 5 / 11 / 32 اظهار داشت صبح‌ها به زحمت در توالت مىنشينم ولى عصرها راحت اين كار را انجام مىدهم و خودم هم طهارتم را مىگيرم و از هر حيث خوب هستم . تنها كمى درد كمر باقى است ، بنابراين در صورتى كه اجازه دهيد ديگر در تهران نمانم چون مىتوانم معالجه را در شهر و خانه خود ادامه دهم و در كنار فرزندانم باشم . با توجه به بهبود حال او سپردم مقل ازرق و پوست هليله زرد را تا مدتى بخورد و نيز تعفين يدويدوردوپتاسيم را هم طبق دستور گهگاهى ميل كند . حب قوقايا به مقدار زياد برايش نوشتم تا بعضى اوقات طبق دستور بخورد . همچنين دستور جوشانده مركب از بوزيدان 1 ، ريشه ايرسا 2 و بابونه 1 و عصاره تخم يونجه 2 ، تخم شويد 2 و تخم گرمك 2 ل را برايش نوشتم و گفتم در صورت لزوم از نسخه‌هاى قبلى هم استفاده نمايد . بيمار با اظهار تشكر و با كمال رضايت و اميدوارى كامل به شهر خود بازگشت .

بيمار نوزدهم ( پوست - داءالصدف )

* در تاريخ 29 / 3 / 33 آقاى سيد عباس ق 33 ساله به مطب رجوع نمود . تمام سطح صورت او را پوسته‌هاى ضخيم سفيد رنگ مانند كچلى مفروش كرده بود به نحوى كه هيچ جاى سالمى روى صورتش ديده نمىشد . اين پوسته‌ها به سختى كنده مىشدند ولى پوسته‌هاى سطحى خودبه‌خود كنده شده و روى لباس او مىريختند . صورت بيمار برافروخته ، خفه و تار مىنمود كه دلالت بر توجه زياد خون بدان ناحيه را داشت . چشم‌ها قرمز و مويرگ‌هاى آن برجسته و پرخون بود . بدن بيمار هم از لكّه‌هائى همانند لكه‌هاى صورت پوشيده شده بود كه پوسته‌هاى سطحى آن به‌خودىخود كنده شده و مجددا پوسته‌هاى جديد جاى آنها را پر مىكرد . اين لكه‌هاى سفيد بخصوص روى استخوان جناق را پوشش مىدادند ، در صورتى كه در نقاط ديگر بدن اين لكه‌ها كمتر و كوچكتر بودند . همچنين در بدن بيمار دمل‌هاى زيادى ايجاد مىشدند كه به چرك مىنشستند و بعد خوب شده و باز در نقطه‌اى ديگر توليد مىگرديدند .