مورد ديگر ، لكههاى قرمز رنگ عدسى مانندى در بدن بودند كه با فشار انگشتان محو شده و دوباره پديدار مىگرديدند .
بيمار اظهار داشت : « 15 سال قبل اين مرض روى كاسه زانو بروز كرد و بهتدريج به نقاط ديگر بدن مخصوصا صورت سرايت نمود . در عرض اين مدت نزد متخصصان بيماريهاى جلدى و ديگران تحت معالجه قرار داشتهام . آقاى دكتر و . س . در ابتداى بروز بيمارى بعد از انجام آزمايش گفتند اين مرض قابل علاج نيست باوجود اين دستوراتى مىدهم شايد مفيد واقع شود . ادامه درمان در بيمارستان شوروى هم نتيجهاى نبخشيد .
خلاصه در عرض اين مدت دوگونه دستور و معالجه بدون نتيجه انجام گرفت و بيمارى را داءالصدف
PSORIASIS
تشخيص دادند . »
در تحقيقاتى كه از او به عمل آوردم معلوم شد در اين مدت هميشه يبوست داشته و هماينك نيز بدان مبتلاست . مىگفت بينى ، زبان و دهانش خشك هستند ، غالبا عرق سرد مىكند . اشتهايش قدرى كم است . هميشه بيحال و خوابآلود است . گاهى سر زانو و قوزك پايش ضعف مىرود . چشمها مىسوزند و قرمز مىشوند . دهانش مزه تلخى دارد .
سر معدهاش ضعف مىرود ولى وقتى چيزى مىخورد رفع ضعف مىگردد . گاهى شكمش درد مىگيرد چنانچه در اين حال دست روى شكم بگذارد احساس سردى مىكند .
چنانچه چيز گرمى روى شكم نهد درد آرام مىگيرد كه اين امر دليل بر « سردى شكم » است . اظهار داشت « گاهى نيز معدهاش گر مىگيرد و بر خلاف وضعيت قبلى گرم مىشود . »
بيمار تپش قلب داشت . مىگفت اگر « خنكى » بخورم سست مىشوم و مىافتم و چنانچه « گرمى » بخورم لبهايم خشك شده و دچار يبوست مىگردم و در دهانم احساس حرارت مىكنم .
بيماريهاى خانوادگى
پدر او در جوانى مبتلاء به بيمارى سيفيليس شده و پس از درمان تأهل اختيار نموده