تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
جوشها خيلى كم به نظر مىرسيدند . دمل‌هاى بدن بر طرف شدند . فقط يك دمل خيلى كوچك ديده مىشد كه در حال خشك شدن بود و به‌خودىخود چرك آن بيرون آمد . شكم هنوز به درستى تخليه نمىشد و تشنج داشت . مىگفت روزى سه چهار بار قصد دفع مىنمايد ولى تشنج مانع تخليه مىشود . با استفاده از ضماد برگ چغندر ديگر كمتر حرارت متوجه صورت مىشد ، زيرا اصولا حرارت و سموم بدن كمتر گرديده بود . سوزش چشم بر طرف و قرمزى آن به كلى رفع شد . سر جوش‌هائى كه باقيمانده بود پوسته‌پوسته مىشد . گفتم ضماد برگ چغندر را بمالد و از ضماد اسپرزه نيز استفاده نمايد . جوشانده از پوست بيد 3 ، ريشه كاسنى 2 ، بنفشه 2 ، نيلوفر 2 ، تمر هندى 5 ، ترنجبين 16 ل و عناب 20 دانه و شيرهء خنك تخم هندوانه 2 ، تخم گشنيز 2 و تخم خرفه 2 ل و نيز قرص
calcibromine
داده شد . - در 17 / 5 / 33 بيمار از همه جهت بهبود يافته بود . جوشهاى بدن بر طرف شد و چشم‌هايش ديگر سرخى نداشتند . براى بهبود هرچه بيشتر و ادامه درمان آخرين نسخه را برايش بدين شرح نوشتم : مغز فلوس 12 ، ترنجبين 14 ، گل سرخ 1 ، بنفشه 4 ، روغن بادام شيرين 3 ل ، عناب 20 دانه و آلوبخارا 25 دانه . ضمنا دستور دادم داروهاى قبلى را نيز مورد استفاده قرار دهد .

بيمار بيستم ( سرطان پوست )

* يكى از شاهزادگان سرشناس مقيم اصفهان زخمى در لبش پيدا شد . مدتى به معالجه آن پرداخت و بالاخره سفرى به فلسطين كرد و در آنجا هم از معالجه نتيجه‌اى نبرد . در تهران آقاى دكتر جهانشاه صالح زخم را سوزانيد مفيد واقع نشد . بعد از چندى به آقاى دكتر فرهاد رجوع نمود . چند جلسه برق دادند اثرى نكرد . به ناچار به آقاى پرفسور عدل رجوع كرده و اقدام به عمل نمود و آن قسمت زخم را برداشت . در عوض غدد گردن و زير گلو متورم شدند . در اين زمان بود كه از معالجات جديد كاملا مأيوس شده و به اميد دارو و درمان طبيعى به اينجانب مراجعه نمود .