تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
سپردم شرح بيماريهاى ارثى و شخصى و چگونگى پيدايش بيمارى كنونىاش را برايم بنويسد تا رسيدگى بيشترى به عمل آورم . و اين سرگذشتى است به قلم او : « . . پدرم برونشيت مزمن داشت و در سن 45 سالگى درگذشت . مادرم را از كودكى به ياد دارم كه مىگفتند استخوانش سنگين است . يعنى عصبى است . پس از ازدواج و وضع حمل دچار عوارض حمله و پس از بهبود كم‌كم آثار فشردگى اعصاب در او پيدا شده بود . در سن 45 سالگى به مرض حصبه درگذشت . خواهرانم كم‌وبيش آثار عصبانيت دارند و يكى از آنان دچار عوارض حمله مىباشد . خودم 44 سال دارم در كودكى مبتلا به اگزما شدم كه در زير كاسه زانويم پيدا شد . به مالاريا دچار گشتم . ارسنيك و كنين به مقدار زياد به من خورانيدند كه پس از قطع شدن نوبه آثار ضعف كاملا بر من مستولى شد ولى قابل تحمل بود . ضعف و سستى روز به روز زياد شد تا آنكه در سال گذشته به حد اعلاى شدت خود رسيد . سستى اعصاب ، خستگى و حالت ترس و ترديد چند سالى است وجودم را گرفته . ابتداء حافظه‌ام ضعيف شد كم‌كم زود خسته مىشدم . به‌تدريج تمام آثار مذكور در من شدت پيدا كرد تا حدى كه امسال پس از پانزده روزى كه براى تغيير آب‌وهوا به رضائيه رفته بودم اسم فرزند كوچكم را فراموش كرده بودم . قيافه بچه‌ام را به خاطر نمىآوردم . . . . در واقع عضلاتم فرمان مغزم را نمىبردند . غذاهائى كه حال مرا تشديد مىكردند عبارت بودند از ماست ، خيار ، گوجه‌فرنگى ( با اثر كمتر ) ، فلفل سبز ، هندوانه ، آب ليمو ، ادويه ، ترتيزك ، ترخون ، مرزه و آنچه بىضرر بودند عبارت بود از عسل ، انگور ، انجير و از غذاها كباب . . . . و اما اثر داروهائى كه شما تجويز كرديد بسيار مفيد بود . رنگ صورتم گواه آنست . يك ساعت بعد از مصرف ، نيرو مىگيرم و ميل به كار و حركت پيدا مىكنم . رنگ و روى خفه‌ام روشن گرديده است . » نسخه‌هائى كه در اين چند روز برايش نوشته بودم به شرح زير مىباشد : - 12 / 6 / 34 شكر سرخ 10 ، گل خطمى 2 ، سنامكى 1 و بابونه 1 ل همچنين افسنتين رومى 1 ، بابونه 1 ، پوست بيد 3 ، ترنجبين 14 و افتيمون شامى .
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 106 | عبد الله احمديه