مطب آوردند . بيمار رنگى پريده و قيافهاى محزون و اندوهناك داشت . حدقه چشمانش متسّع و رشد او متناسب با سنش نبود و كوچكتر به نظر مىرسيد . گفتند در كودكى وقتى شير مىخورد حالت غش به او دست مىداد . وقتى به دو سالگى رسيد حالت غش بر طرف شد و ديگر به مرض خاصى كه قابل توجه باشد دچار نگرديد . امسال قبل از ماه رمضان باز دچار غش شد كه گهگاه بروز مىكرد و مدت دو ماه اين حالت طول كشيد و خوب شد . در سراسر ماه رمضان روزه گرفت . در نتيجه به غشى مبتلا شد كه ابتدا روزى سه تا چهار بار و بعد به چندين بار در شبانهروز رسيد . حمله به اين صورت است كه يكدفعه راه تنفسى تنگ و جمع و تشنج مخصوصى در گلو پيدا مىشود . با عبور و خروج هوا صدائى چون هقهق مىآيد . مريض از خود بىخود شده كمى تقلّا مىكند و اين وضع تا يك مدت ادامه مىيابد . دست و پا مىزند و سپس رفع تشنج گلو و حمله مىشود . گاه قبل از هر بروز حمله حالى به او دست مىدهد كه مىخواهد فرار كند و در اين هنگام هر كه را به او نزديك شود كتك مىزند و بعد حمله بروز مىكند .
تشخيص - با توجه به قواعد طب قديم و با ملاحظه چهره و حالات و نوع تغذيه او علت ناراحتىاش را از « افزايش رطوبت بدن » يافتم .
درمان - مقدمتا نسخه زير را برايش نوشتم :
1 - حب باريجه روزى 4 تا 6 دانه .
2 - جوشانده اسطوخودوس 1 ، بسفايج 2 و ريشه ايرسا 1 ل ( 3 بار )
- در تاريخ 1 / 10 / 33 والدين كودك اظهار داشتند بهبود در حال او پيدا شده . مدت حمله خيلى كم و تعداد دفعات آن كاهش يافته و به روزى دو سه بار رسيده است . به هنگام معاينه حملهاى بروز كرد . طفل دست و پا مىزد . نفسش گرفته و هوا به سختى عبور مىكرد . قريب هفت دقيقه اين وضع طول كشيد . گفتند در اثر معالجات از شدت تقلّا و صداى تنفس و دست و پا زدن كاسته گرديده است .
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٠٤