تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢

درمان

نخست لازم بود داروى ضد كرم داده شود . لذا كلمل و سنطونين و روغن كرچك تجويز كردم ولى كرم دفع نشد . جوشانده‌اى هم از سنبل الطيب 1 ل ، بسفايج 3 ل ، اسطوخودوس 1 ل و بابونه 1 ل نوشتم كه همه‌روزه بخورد . ضمنا سپردم شرح حالش را نوشته برايم بياورد . در تاريخ 16 / 11 / 28 بيمار را به مطب آوردند . شرح حالش را برايم نوشته بود . خلاصه آن را در زير مىخوانيد : " . . . در ابتداى طفوليت مريض نبودم فقط بيماريهائى كه گرفته‌ام عبارتند از سرخك ، سالك كمى هم سردرد . ضمنا مدت سه ماه هم سرم زخم بوده است . دماغ از كودكى طبيعى بوده و زكام هم گاهگاهى مىشدم . خوراك گرمى و سردى همه چيز در من بدون اثر بوده ولى در چهار سال قبل بدون هيچ مقدمه صبح ساعت هفت درحالىكه خواب بودم حالم بهم خورد ، حالت حمله ، دهن كف كرد دست و پا راست شد . فشار زياد به بدن وارد مىشد . مدت پنج دقيقه و بعد از آن تا دو روز سرم درد مىكرد و از آن تاريخ تا به حال دچار اين مرض مىباشم . بعد از آن اگر آن حالت مىخواست دست دهد قبل از آن چند دفعه تكان مىخورم به‌طورىكه اگر چيزى در دستم باشد مىافتد . اگر خودم ايستاده باشم در اثر آن تكان به زمين مىافتم ( غش نمىكند فقط مىافتد ) بعد حمله مىآيد . در اين مدت معالجه چيزى كه مفيد واقع شد دو مرتبه خوردن كلمل و سنطونين كه چند عدد كرم سفيد بزرگ خارج شد كه از آن زمان تا پنج ماه راحت بودم و بيشتر در موقع گرسنگى تكان مىخورم و در همان موقع مدفوع مرا در زحمت و تنگى مىاندازد كه ميل به رفتن مستراح مىكنم . غذاهائى كه مىخورم و بيشتر اين مرض را در من توليد مىكند ، برنج است و شيرينيجات . غذا اگر دير برسد باز همان حالت پيش مىآيد و اگر برنج يا خربزه ، يا حلوا بخورم همين حالت دست مىدهد . بيشتر غذاهاى سردى در من توليد اين مرض را مىكند . يعنى مزاجا غذاهاى رطوبتى با طبع من سازگار نيست . . . امضاء م . گ . "

درمان

چون در اين مدت از معالجات و دستورهاى جديد نتيجه‌اى بدست نياورده بود لذا پرده را عوض كرده روش گذشتگان را براى درمان او برگزيدم . قدما عقيده داشتند سبب اين عوارض عصبى از " رطوبت و سودا " مىباشد و وجود كرم