تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
هوا داده به روستاهاى اطراف قزوين و زنجان رفت . در آنجا گهگاهى به حكم اجبار كنين مىخورد . بواسطه ناراحتى كبدى از خوردن گوشت ، روغن و ادويه پرهيز مىنمود . شبها شام نان با كره و يك استكان چاى مىخورد . ضعف او فوق‌العاده بود . ضمنا دچار
( Phelebite )
ورم وريدى گرديد كه با مداواى آقاى دكتر اعلم الملك پس از سه ماه بهبود يافت . بيمار همچنين اظهار نمود كه براى زيارت و گردش به عتبات رفته و در آنجا به ضعف شديدى دچار گرديده كه نزديك چهار ماه به درازا كشيده است . پزشكان آنجا علت را درك نكردند . به ايران بازگشته و به آقاى دكتر . . . . . رجوع نموده است . ديگر نمىتوانست كنين استعمال كند . لذا شراب‌هاى طبى مركب از نواوميك و بعضى تعفين‌هاى ديگر به او دادند كه بسيار مفيد واقع شد و ديگر تا سه ماهى آثارى از نوبه و بواسير و نفخ معده وجود نداشت . ( اثر داروهاى تلخ در معده ) بيمار خاطرنشان ساخت كه در اثر استعمال كنين‌ها جريان خون نامرتب گرديده و در نتيجه انگشت او زخم و قانقريا شده است . معالجات زياد و استعمال كولين و غيره مفيد واقع نگرديدند . رأى به قطع انگشتان او داده شد . عاقبت آقاى پرفسور عدل و آقاى دكتر راجى زير بغل را شكافته و شريان را لخت و الياف دور آن را بريدند ، ( عمل پرفسور
Lurich
فرانسوى ) و بهبودى حاصل گرديد . پس از خروج از بيمارستان دچار ضعف عمومى شده بگونه‌اى كه قادر به حركت نبوده . صبح‌ها درجه حرارتش 36 و عصرها 37 بود . حالت نوبه در خود احساس مىكرد . در اين هنگام نفخ معده و بواسير شدت نمود . بدستور آقاى دكتر . . . . آمپول ديامنال و كامپولن و غيره تزريق مىنمود . گاهى قدرى بهتر و گاهى حالش بدتر مىشد . بيمار اظهار داشت : " اينك كه بشما مراجعه نموده‌ام حال نفخ و بواسير دارم و بواسطه مرتب نبودن جريان خون نمىتوانم گنه‌گنه بخورم زيرا در قلب من بلافاصله تأثير بدى مىگذارد . هر نوع شيرينى در معده من اثر بد دارد . هروقت بخورم حال نوبه در خود احساس مىكنم . به عكس چيزهاى تلخ در من اثر مثبت مىگذارند . ده سال قبل يكى از دوستانم كه در واقع برادرخوانده‌ام بود درگذشت روى علاقه زيادى كه به او داشتم مدت شش ماه حواسم مختل شد و حتى يك ماه تمام شب و روز خواب و خوراك نداشتم از آن هنگام همواره پريشان خيال هستم و زياد فكر مىكنم . "

معاينه

در معاينه اعصاب او را بىاندازه سست و ناتوان ديدم . انعكاس كرماسترين نبود