در 18 / 1 / 27 به مطب مراجعه نمود . حال مزاجىاش خوب بود و اظهار رضايت مىكرد .
گفت : " هروقت سردى مىخورم حال عصبى به من عارض مىشود . گاهگاهى نيز ترشحاتى در مجراى ادرار ديده مىشود كه بايد از سيلان منى باشد . "
مقدارى حب ماسك رازى و برخى از جوشاندههاى لازم را براى او نوشتم كه مدتى مورد استفاده قرار دهد . دستورات ديگرى نيز گرفت و قرار شد براى سركشى املاك خود برود .
بعد از مدتى به مطب آمد . حال او بسيار خوب و رضايتبخش بود . از دستورات خيلى اظهار رضايت كرد . دستورات ديگرى گرفت و عازم زيارت مكه معظمه گرديد . پس از بازگشت نزدم آمد حالت مزاجىاش كاملا سالم و تندرست بود . بعدها باز چند بار ديگر نيز براى درمان كسالت گريپ و هدايت بيماران ديگر به مطب آمد حالش خوب و از سلامت برخوردار بود .
* * * در تاريخ 11 / 11 / 28 آقاى م . گ . بيست و دو ساله را به مطب آوردند . اظهار داشتند اين جوان مدت چهار سال است به تشنج و حمله دچار شده است . در اين مدت نزد متخصصان معروف اعصاب هرگونه معالجهاى را نموده ولى هيچ فرقى در وضع او حاصل نگرديده است .
حتى از بعضى جهات عقبافتادگى عقلى و شدت عصبانيتش بيشتر نيز شده است .
بيمار قيافهاى بله ، خموده پژمرده و افسرده داشت . از چشمها و سيماى او آثار سيلان منى مفهوم مىگشت . در معاينه رنگ بدن تار و خشك بود و آن طراوت و شادابى و درخشندگى جوانى را نداشت .
در ملامسه دردى در ناحيه شكم روى قولون راست حس مىنمود . تخليه هم كافى نبود و به تشنج روده دچار بود . انعكاس كرماسترين نيز مشهود نبود . در آزمايش ادرار در سه ليوان « 1 » نطفه ( اسپرماتوزوئيد ) ديده شد و وجود سيلان منى محرز گشت . پس از تحقيق آشكار شد كه استمناء مىنموده و در اين كار نيز زيادهروى مىكرده و در نتيجه بدين حال دچار گشته است .
در مورد پيشينه ارثى ، طبق اظهار ، پدربزرگش عصبى بوده ، پدر مادرش در آخر عمر به تنگى سينه دچار شده و مادربزرگش گاهى دلدرد و كمردرد و گاهى ضعف اعصاب داشته است .
هامش
( 1 ) در ليوان اول به ميزان يك مثقال ادرار بايد كرد . در ليوان يا ظرف دوم همه ادرار و در ليوان سوم چند قطره آخر ادرار را بايد ريخت . فورا آزمايش ذرهبينى به عمل مىآيد .
در صورت وجود نطفه در همه و يا يكى از ظروف وجود سيلان منى مشخص مىگردد .