لحاظ طبيعت سرد مزاج بود .
اين بيمار از قرار مدتها نزد اطباى مشهور و متخصصان اعصاب به درمان پرداخته بود ولى نتيجهاى بدست نياورده بود .
درمان
جوشانده سنبل الطيب 1 ل ، پوست بيد 3 ل ، بابونه 1 ل و انيسون 1 ل داده شد كه همه روزه ميل كند .
ضمنا دستور داده شد به ميزان دو سه مثقال خاكشير در فنجان محتوى قندداغ ريخته و بنوشد .
در تاريخ 20 / 6 / 28 با پيروى از دستورات ورم قولون خيلى كمتر شد . دفع مدفوع نيز سهلتر و بيشتر گرديد و بهبودى در حال او پديدار گشت . اينبار سپردم روزى يك مثقال مقل ازرق بخورد . همچنين جوشانده مركب از پوست بيد 3 ل ، سنبل الطيب 1 ل ، اصل السوس 2 ل ، بابونه 1 ل ، افسنتين رومى 1 ل داده شد كه همهروزه ميل كند .
در تاريخ 26 / 6 / 28 در معاينه حركت در بيضهها پيدا شد يعنى رفلكس كرماسترين كه هيچ نبود پديدار گرديد . چكيدن بول خيلى كاهش يافت . عرق بدن كمتر شد . ورم قولون نيز خيلى كم گرديد . خارش بدن رفع ، لينت شكم بهتر و دفع مدفوع بيشتر شد . نغوظ و حركت دائمى عضو تناسلى
Piriapisme
بر طرف شده و به حال عادى و طبيعى برگشت .
داروها تكرار شد . بعلاوه تخم شبت 2 ل ، تخم گرمك 2 ل ، تخم خربزه 2 ل نيز تجويز گرديد كه همهروزه آنها را شيره كشيده ميل نمايد .
در تاريخ 24 / 7 / 28 ، بسيار راضى و خشنود بود . اظهار داشت سردرد خيلى كم و تقريبا خوب شده . عرق بدن ، درد پاها و پشت گردن و سينه ، گلو كمتر گرديده و عرق دست و پا هم اندكى كاهش يافته است .
طبق گفته او ديگر ادرار نمىچكيد و كاملا قادر به ضبط آن شده بود . برخاستن از خواب كه با عارض شدن رعشه همراه بود بهبود يافته . گرفتگى گلو و تنگى نفس مرتفع گرديده ميل به غذا حالت عادى به خود گرفته و ديگر غذا در گلويش گير نمىكرد . معدهاش نيز سالم شده و آب لزج و بيرنگ مترشحه در آغاز و پايان ادرار هم قطع گرديده بود .
حالات سيلان منى ديگر در او نبود . انعكاس كرماسترين نزديك به عادى گشته بود .
به عكس سابق موفق به نزديكى مىشد و مدتى نيز اين امر طول مىكشيد تا انزال واقع شود .
حافظهاش هم زياد شده بود .
مىگفت در اين مدت كه بيش از چهل روز مىباشد . مرتبا جوشانده و شير خنكها را