تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
باره نمودم كه جواب برادرانم را چه دهم تا اينكه آنها از اين راز باخبر شده و مرا تهديد كردند . حالم بدتر شد . لكن نمىدانستم چگونه بيمارى خود را براى آنان تشريح كنم . اين حال ادامه داشت تا آنكه در بيست روز قبل مرا نزد آقاى دكتر . . . بردند . آقاى دكتر به من گفتند حال تو بسيار خراب است . بايد هر روز ناشتا به بيمارستان آمده و تزريق انسولين نمائى . اين كار را تا هفت روز ادامه دادم . نتيجه معكوس بدست آمد . عصبانيت ، غم و اندوه ، فكر توأم با وحشت رو به افزايش نهاد . اين اتفاق همانا نتيجه معكوس تزريق آمپول انسولين بود . مىدانم كه سروكارم در بيمارستان با عده‌اى از اشخاص عصبى بود . زيرا حرفهاى آنها در من تأثير بسيار نمود . تا اينكه آقاى سيد حسين كهكشانى مرا نزد شما معرفى نمودند " .

درمان

ابتدا منضجى از سنبل الطيب ، افسنتين رومى ، درمنه تركى و اكليل تجويز كردم . روز ديگر مسهلى از مغز فلوس ، ترنجبين ، بسفايج ، بنفشه ، عناب سپستان ، سنامكى و روغن بادام شيرين دادم . در 13 / 8 / 27 جوشانده بسفايج ، بابونه ، گل گاو زبان و ليموعمانى . در 14 / 8 / 27 پر سياوشان ، اصل السوس ، ريشه كاسنى ، تخم گشنيز ، شاهتره خشك عناب سپستان ، ترنجبين و افتيمون شامى . در 18 / 8 / 27 بابونه ، گل گاو زبان ، بسفايج ، بادرنجوبه ، تخم گشنيز ، افتيمون شامى و ترنجبين . در اوايل ، زياد عصبانى مىشد . گريه مىكرد . در نتيجه يك هفته درمان ، اين حالت موقوف گرديد و بهبودى زياد در حالش پديدار گشت . در 22 / 8 / 27 جوشانده مركب از پوست هليله زرد 4 ل ، سنامكى 2 ل ، بسفايج 3 ل ، بادرنجوبه 1 ل ، مغز فلوس 12 ل ، ترنجبين 14 ل ، گل سرخ 1 ل ، بنفشه 3 ل ، عناب سپستان 20 دانه و روغن بادام شيرين و نيز " حب سياه " داده شد . پس از استفاده از اين داروها بهبودى زياد بدست آمد . بيخوابى رفع گرديد . حال عصبى بيمار خيلى كاهش يافت . ديگر براى هر ناملايم جزئى از جا درنمىرفت و گريه نمىكرد . دستور دادم حب‌ها تكرار شوند . در 25 / 8 / 27 بابونه 1 ل ، بادرنجوبه 1 ل ، سنبل الطيب 1 ل و بسفايج 4 ل داده شد . در 30 / 8 / 27 بابونه ، بادرنجوبه ، سنبل الطيب ، بسفايج و افتيمون شامى داده شده . در 3 / 9 / 27 حال بيمار به كلى طبيعى و عادى گرديد . ديگر هيچ‌گونه تأثر روحى نداشت . سپردم بكارى مشغول شود و پيگير درس نباشد .