تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩

زكام

ميكروب‌هاى مولد زكام و گاه گريپ سبب تحريك مجارى بينى و ايجاد ترشح مخاط آن مىگردند . گاهى برخى از اين ميكروبها در بخش خلفى بينى داخل حفره‌هاى استخوان پرويزنى ( آبكشى ) گرديده با قرار گرفتن در آنجا سمى ترشح مىكنند كه بيشتر آن از راه مجارى پرويزنى داخل بينى شده و با ترشحات آن خارج مىگردند . ضمنا مقدارى از آن نيز جذب بدن شده سبب سردرد ، سرگيجه و ناراحتىهاى عمومى ديگر مىشوند . پس از پايان يافتن دوره بيمارى برخى اوقات بجهاتى راه بعضى از مجارى استخوان پرويزنى كه بدرون بينى باز مىگردند مسدود شده و ميكروب در آنجا زندانى مىشود . در اين صورت سموم مترشحه ميكروب‌ها راهى براى خروج نداشته و لذا جذب بدن مىگردند و عوارض گوناگونى همچون سرگيجه ، بدخلقى ، بدبينى ، اندوه بىسبب ، كندذهنى ، عوارض دماغى مانند صرع و غيره يا عوارض ديگرى چون تپش قلب ، تنگى سينه و يا اختلال گوارش را موجب مىشوند . اين ميكروب‌ها معمولا به حال زيست پنهانى در آنجا بسر مىبرند . گاه در اثر واكنش محيط نظير نور آفتاب و سرما و نيز خستگى و يا عصبانيت بيدار شده كم‌وبيش به كار مىافتند و مايعى سمى ترشح مىكنند كه داخل در خون شده سبب تحريك يك يا چند يا همه اعضاى بدن مىگردند .

درمان زكام

در قديم در آغاز بروز بيمارى زكام آب گرم به فرق سر بيمار مىريختند و حوله‌اى داغ را بسر او مىگذاشتند . غالبا به همين روش رفع بيمارى را مىنمودند . در صورت ادامه بيمارى ، سياهدانه را كوبيده كمى آب به آن مىپاشيدند و سپس آن را در كيسه‌اى مىريختند و روى بينى و پيشانى بيمار مىنهادند تا از بخار آن استنشاق كند . رويه ديگر اين بود كه مقدارى كاه را در كاسه آب ريخته و يك قاشق آش‌خورى كوچك سركه بر آن مىافزودند . آنگاه چند تكه آجر و يا مقدارى سنگ خرده را در آتش سرخ مىكردند و يك يك را بدان كاسه مىانداختند . بيمار از بخار متصاعده استنشاق مىنمود . گاهى نيز بجاى سركه شراب در ظرف مىريختند و چادرى بسر مىكشيدند تا بخار تماما به بينى رسد . برخى