تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
مىپردازم . * * * جوانى مدتها به ورم مفاصل مبتلا شده بود هرگونه دارو و تزريق براى رفع آن به كار برده بود ولى به هيچ وجه فرقى در حال او نكرده بود . رفته‌رفته ورم دستها و پاها و زانوان و ساير اندام بيشتر مىشدند . تب نيز همراه بود . درد در اعصاب او بطور متناوب و مختلف بروز مىكرد كه گاه كم و زمانى شديد بود . بالاخره زمين‌گير شده و توان حركت را از دست داد . تمام بندها را پماد مىماليدند و پنبه‌پيچ مىكردند تا تسكين در درد او فراهم شود . پس از نااميدى از اين معالجات باينجانب متوسل شدند . بعيادتش رفتم علاوه بر حالات مذكور روماتيسم نيز در قلب اثر گذارده بود . مزاج او يبس و تخليه كامل انجام نمىگرفت . در اينجا داروئى لازم بود كه مسكن و ملين و دافع سموم بدن بوده و رفع ناراحتى مفاصل كند . ازاين‌رو معجون سورنجان را نوشتم تا خود در منزل درست كنند . با خوردن اين دارو آثار بهبودى و لينت مزاج پديدار گشت . رفته‌رفته ورم‌ها بر طرف و دردهاى عصبى كاهش يافتند . سرانجام در كمتر از يك ماه بيمار بهبودى خود را بدست آورد . بستگان اين بيمار بعدا از اين معجون به بيمار ديگرى كه مدتها در نتيجه درد مفاصل زمين‌گير شده و فالج پنداشته مىشد دادند . او نيز در اثر استفاده از اين معجون كم‌كم سلامت خود را بازيافت تا آنكه به كلى درمان شد . از آن هنگام به اين معجون علاقه پيدا كردم و بسيارى از بيماران را با آن درمان نمودم و به داروخانه " جوهرچى " دستور ساختن آن را دادم كه از آن ساخته و آماده داشته باشند . * * * يكى از شاهزادگان كه بيشتر ايام زندگانى خود را در اروپا گذرانيده بود هرچند ماه يك‌بار دچار حمله نقرسى مىشد . اين بيمارى بطور متوسط چهار تا پنج هفته او را بسترى مىنمود كه با تب و اختلال هاضمه و دردهاى توانفرسا و بيخوابى همراه بود . اغلب توسط تزريقات و مسكنات و مخدرات بىحس مىشده تا اندكى امكان آسايش و خواب برايش فراهم شود . بيمار همه‌گونه معالجات لازم را نزد متخصصان اروپائى و ايرانى نمود . بعلاوه از آب‌هاى معدنى هم كه استفاده مىكرد بهره‌اى نبرد . باز هرچند ماه يك بار حمله بروز مىكرد . غالبا چند روز پيش از بروز حمله بىميلى به غذا ، بيمزگى دهان ، اختلال در دستگاه گوارش ، خستگى عمومى بدن ، بدخلقى و بدبينى پديدار مىگشت و آنگاه حمله آغاز مىشد . در اين اواخر او اين بيمارى را عادى و ارثى مىپنداشت و ديگر گمان اينكه داروئى بتواند حمله را از بين برد نداشت .