درخواست كرد براى آنكه عادت نشود معجون ديگرى نظير آن به او بدهم . گفتم شرح بيمارى سابق خود و چگونگى درمان را بنويسيد و بياوريد تا فكر ديگرى براى شما بكنم .
نامهء بانو فاطمه ع . ا . ب . همان گونه كه خود نوشتهاند :
" آقاى دكتر ، چون شما فرموده بوديد قدرى شرححال خودتان را راجع به روماتيسم بنويسيد حال شرح مىدهم :
اولا شش سال بود اين درد در بدنم بوده معالجه مىكردم . اول دستم خواب مىرفت و استخوانهاى بدنم گزگز مىكرد و روز به روز زيادتر مىشد . به جائى رسيد كه قدم از قدم نمىتوانستم بردارم تا اينكه بطور حقيقت در رختخواب بيمارى افتادم تا اين كه بكمك حضرت الهى خدمت چنين دكتر بزرگى آمدم و شما قدرى دواهاى گوناگون داديد . اين باد بلند مىشد و توى قلمهاى پا و دستم گردش مىكرد بقدرى زور مىداد كه اشك از چشمانم جارى مىگشت و بىحالم مىنمود و مالش مىرفت و زقزق مىكرد و مثل سوزن در بدنم فرو مىرفت و دائم يخ بودم و باد خنكى در بدنم دودو مىكرد . خلاصه آقاى دكتر طورى بود كه تا يك سال و نيم از طرف سمت چپ نمىتوانستم بخوابم و كرخ شده بود . حتى كوچكترين چيزى را با دستانم نمىتوانستم بلند كنم .
صبح كه از خواب بلند مىشدم لاى ناخنهايم شوره زده بود و كبود هم مىشد و خيال مىكردم پنجاه من سنگ بدلم بسته بود از بس سنگين بود و پاهايم بسيار سنگين بود كه راه نمىتوانستم بروم خيال مىكردم در جاهاى نمناك و دمدار هستم . بسكه دم مرا مىگرفت و بوى رطوبت مىدادم . فصل تابستان بود بنده كرسى گذاشته بودم و آتش كرسى به من اثرى نمىكرد و در موقعى كه نزديك بود مانع بشوم اين باد توى رحمم مىافتاد زور مىداد و زقزق مىكرد و مثل سوزن فرو مىرفت و به عقب مىافتاد كه فريادم به آسمان مىرسيد . تقريبا پانزده روز در تخم چشمم افتاده و زور مىداد . زقزق مىزد و بعد در كتفم افتاده مىخواست كتفم را از جا بلند كند و دو روز يك مرتبه مزاجم عمل مىشد مثل پيه بود و از رحم ليزابه « 1 » مىآمد ، فصل تابستان بود من بقدرى رطوبت داشتم كه
هامش
( 1 ) - سيلان ابيض ( ترشح سفيد زنانه ) چند سبب دارد . معمولا اين عارضه در دودمان سوء مزاجىهاى ارثى به شكل نقرس ، بواسير و غيره پديدار مىگردد . مىتوان گفت كه در واقع يكى از عوارض آنها مىباشد پس در درمان سيلان ابيض صرفنظر از دستورات و معالجاتى كه تاثير مزاجى يا موضعى مىكنند و امروزه معمول مىباشد لازمست توجهى نيز به لينت مزاج نمود . ازاينرو اينجانب خاكشير ، مقل ازرق ، مرمكى ، سورنجان مصرى ، خشخاش سياه و تربد و غيره و همچنين انواع هليله و مشابه آن را بر حسب طبيعت بيمار و سازش مزاج تجويز مىكنم .