- روز ششم ، چون دردى در ستون فقرات داشت براى تسكين آن " بمآنالژزيك " به منظور ماليدن تجويز شد . همچنين " والرو برومين " دادم كه بخورد .
- روز هفتم ، پوست هليله زرد 4 ل ، سنامكى 1 ل ، گل سرخ 1 ل و ترنجبين 14 ل داده شد .
- روز هشتم ، ريشه كاسنى 3 ل ، بادرنجوبه 1 ل ، بسفايج 2 ل ، ترنجبين 14 ل ، داده شد . اين نسخه هم در نوبه مخفى و هم در آسايش اعصاب و تقويت معده و دفع سودا بسيار مفيد است .
- روز نهم ، پوست هليله زرد 3 ل ، سنامكى 1 ل ، گل سرخ 1 ل ، ترنجبين 12 ل ، داده شد . اين نسخه بسيار مفيد و مؤثر در مغز و دفع سم آن مىباشد .
در 19 / 5 / 27 ، سكبينج 15 سانتيگرم ، كلروفسفات دوشو 15 سانتىگرم براى يك حب نمره
x
تجويز شد كه روزى 6 عدد از آن را بخورد . پس از مصرف ، بيمار اظهار داشت كه اين دارو قراقر شكم را زياد و باد آن را دفع مىنمايد .
بدينترتيب بهبودى بسيار در حال او پيدا شد . برافروختگى چهره و سرخى چشم و حالت خشمناك و خيرگى آن بر طرف گرديد . از لحاظ اخلاقى بسيار آرام شد و ديگر از هر حرفى از جا درنمىرفت . به عكس سابق كه بجزئى ناملايمى پرخاش مىكرد كاملا مىتوانست خوددارى كند .
روز يازدهم جهت دفع مانده سموم ( سودا ، بلغم ، صفرا و خون ) و آسايش و تقويت دماغ ، تربد مجوف 2 ل ، پوست هليله زرد 4 ل ، افتيمون شامى 2 ل ، داده شد كه آنها را كوبيده و آميخته و حبهاى درشت به حد يك نخود از آن بسازند و روزى هشت تا پانزده عدد از آن بخورد . اين دارو جهت دفع اخلاط خيس خورده بسيار مفيد است . با استفاده از اين حب افكار بيمار روشن شده و تمايل به كار در او حاصل گرديد با رفع افسردگى سابق بشاش و خندان شد . بيمار ميل به صحبت و آميزش و شوخى و تفريح و گفتگو در مباحث تجارى و كسبى در خود ديد . درحالىكه در گذشته عكس چنين روحيهاى در او مشاهده مىشد .
پس از نتيجهگيرى خوب از داروها و بهبودى پيشينه بيمارىاش را چنين بيان كرد كه مدتها بود كه رفتهرفته گرفته و دلتنگ و بىميل به كار مىشدم . نسبت به همه چيز بىحوصله و بىميل بودم . تنفر و بدبينى داشتم و مىخواستم هرچه مىگويم همه اطاعت كرده مطيع رأيم باشند .
در تحقيقات آشكار شد استمناء مىنموده و حال گاه در آغاز و گاه در اواخر ادرار مايع لزجى چون منى از او دفع مىشود كه از سيلان منى است . به درمان آن نيز پرداختم بهبودى يافت .