در اينجا داروئى لازم بود كه رفع همه اينها را بنمايد . ازاينرو نسخ ذيل را تجويز نمودم :
1 - رب سوس 2 سير ، سپستان 1 سير را در مقدارى آب بجوشانند و صاف نمايند . مجددا آن را بجوشانند تا قوام آيد و روزى دو قاشق سوپخورى ميل كنند .
2 - زوفا ، پرسياوشان ، گل خطمى ، گل پنيرك ، بنفشه از هركدام يك مثقال جوشانيده ميل كنند ( به مدت 7 روز )
3 - تخم گشنيز ، تخم خرفه ، تخم خيار از هركدام 2 ل شيره كشيده عصرها ميل كنند .
پس از خوردن جوشاندهها حمله آسمى تخفيف يافت و سينه هم روز به روز رو به بهبودى نهاد . براى كاهش و از بين بردن قند در خون سپردم روزى چند قاشق تا دو استكان آب شلغم خام بخورد . با بكارگيرى اين دستور بهبودى زياد يافت . بعد معجونى مركب از پوست هليله زرد ، پوست هليله كابلى ، آمله مقشر ، پوست بليله ، هليله سياه ، تخم گشنيز ( از هر كدام 2 سير ) را با دو برابر عسل سرشته و روزى دو تا سه مثقال ميل نمايند .
شربت رب سوس و سپستان موجب دلبههمخوردگى بيمار شد . آن را ترك نمود ولى بقيه داروها را مورد استفاده قرار داد . پس از چندى فقط به معجون اكتفا نمود . دو سه بار ديگر نزدم آمد تغييرات جزئى در جوشاندهها داده شد . بهبودى زياد يافت . و ديگر مراجعه ننمود .
پس از گذشت دو سال يعنى در تاريخ 2 / 10 / 28 به مطب مراجعه كرد . شكايت از سينه درد و گريپ داشت . در تجزيه ادرار آلبومين به مقدار 20 سانتىگرم به چشم مىخورد . مقدار اوره نيز در خون 50 سانتىگرم بود . اظهار داشت در نتيجه خوردن معجون حالت آسمى به كلى مرتفع گرديده است .
اينبار فقط دستور براى برونشيت و اورمى مختصر و آلبومين گرفت . زيرا آسم او همانطور كه گفته شد با خوردن معجون خوب گرديده و ديگر نيازى بدرمان آن نبود .
دستور دادم گاهگاهى باز از همان معجون بخورد . برخى اوقات بنزدم مىآيد آسم او به كلى خوب شده است .
* * *
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٥٧