از شكر سرخ 10 ل ، گز علفى 10 ل ، تاجريزى 4 ل ، بابونه 1 ل ، اسطوخودوس 1 ل تجويز گرديد . شكم اينبار بطور بسيار متعفن كار كرد . چند روزى منضجهاى موافق و تنقيه و مسهل خفيفترى از فلوس دادم . و نيز چندين روز پيوسته منضجى كه حاوى افتيمون شامى بود تجويز شد . حال بيمار به كلى خوب گرديد . سپردم هرگاه به كسالتى دچار شود . از منضج و مسهل طبق دستورى كه دادم به او بدهند . با رعايت دستورات پس از مدتى با بازيافت سلامتى ، شوهر كرد و باردار شد . هنگام حاملگى حالش طبيعى بود و به خوبى وضع حمل كرد .
هيچگونه عارضه مزاجى و دماغى رخ نداد .
توضيح آنكه از اينگونه بيماريهاى روانى كه ناشى از يبوست بوده است زياد درمان كردهام و رويه معالجات آنها اغلب نظير همين دستوراتى بوده كه به بانوى مزبور تجويز شد .
* * * در تاريخ 23 / 7 / 27 آقاى محمد باقر ب . سن حدود 50 سال ، شغل خوراكپز اهل همدان به مطب مراجعه نمود . بيمار پدر و مادر خود را در زمان كودكى از دست داده و از حالات و بيماريهاى آنها آگاهى نداشت . ضمنا داراى دو برادر سالم بود .
طبق اظهار تا آن زمان به هيچ بيمارى دچار نگرديده بود . در سال گذشته برادرش فوت شده از شنيدن خبر درگذشت برادر حول كرده و گريان گرديده است . از آن هنگام هرگاه تنها شده دستخوش خيالات گرديده ولى هيچگاه حرفى بىجا نزده است .
در ماه رمضان به سفر خراسان رفت . در آنجا دستخوش توهمات و كمحواسى گرديد بقسمى كه بهنگام اداى نماز جماعت از پيروى امام و انتظام خارج گشت . كمكم اين حالت شدت پيدا كرد . به همدان بازگشت نمود . اثاثه خانه خود را به بهاى بسيار نازل فروخت . از هر چيز جزئى فوقالعاده دلگير مىشد و به جنبوجوش و اضطراب مىافتاد حواسپرتى و فراموشى او رفتهرفته زيادتر مىشد به نحوى كه مثلا موقع درشكهسوارى بيادش نمىماند كه پول درشكهچى را بدهد و يا زيادى پول خود را پس بگيرد و يا اصلا نمىدانست بكجا قصد رفتن داشته است .
حالات عصبى و هيجانى او تدريجا زيادتر مىشد . بگونهاى كه در يك جا نمىتوانست قرار گيرد . حتى بهنگام مسافرت در ايستگاه بين راه قصد فرار بسرش مىزد .
براى هر چيز جزئى در تقلا بود . تا آنكه سرانجام او را به تيمارستان منتقل كردند .
مدت يك ماه آنجا بسترى شد و چند بار برق به شقيقههاى او گذاشتند . در آنجا نيز حواس درستى نداشت . مدت سه چهار روز اشخاص را نمىتوانست شناسائى كند . فراموشى داشت . ناچار بواسطه عدم بضاعت لازم براى تأمين هزينه تيمارستان از آنجا بيرون آورده شد . بيمار را
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٥٩