آسم برونشيك
خانمى چندين سال مبتلا به بيمارى برونشيت استماتيك شده بود . زمستانها بيمارى او شدت مىيافت . نزد پزشكان معروف ايرانى و خارجى بدرمان پرداخته و همهگونه معاينهاى را بانجام رسانيده و داروهاى گوناگونى را مورد استفاده قرار داده بود كه پس از چند روز در او بىاثر مىگرديدند . سرانجام باميد درمان قديمى به من رجوع نمودند . به عيادت بيمار رفتم . ناراحتى ريوى سخت ، برونشيت ، تنگ نفس ، و نفخ ريوى با تشنجات عصبى داشت .
پس از بررسى و تحقيق آشكار شد كه بيمار مبتلا به ورم قولون مخاطى شكل است و مدفوع بواسطه تشنج بدانگونه كه بايد دفع نمىشود . منتهى بيمار در پاسخ به پرسش پزشكان بيان اين مطلب را خارج از ادب مىدانسته و تصور مىكرده كه عدم تخليه مسئله مهمى نيست .
در نتيجه مسموميت طولانى همه اعضا و احشاء نبوبه خود متأثر شده بودند . بويژه كبد كه دچار ورم گرديده و اعصاب حساس آن قدرت عادى را نداشت . اطاق بيمار داروخانه واقعى بود . در اثر مصرف داروهاى گوناگون و تزريقهاى متعدد كليهها نيز توانائى خود را از دست داده بودند و بدانگونه كه بايد سموم را دفع نمىكردند . طبيعت بيمار هم سرد بود و سوء مزاج ارثى داشت .
درمان :
دستور دادم روزى دو استكان آب شلغم خام و دو استكان آب هويج خام و چند دانه انجير بخورد و ضمنا شربتى مركب از بنفشه 4 ل ، پر سياوشان 4 ل ، گل پنيرك 4 ل ، گل خطمى 4 ل ، گل گاو زبان 4 ل ، گل كدو 4 ل ، اصل السوس 8 ل ، ريشه خطمى 8 ل ، رازيانه 4 ل ، زيره سبز 3 ل ، زنيان 4 ل ، مخلصه 3 ل ، اكليل 4 ل ، خارخسك 4 ل ، سنبل الطيب 8 ل ، ريشه ايرسا 8 ل ، بسفايج 6 ل ، درونج عقربى 3 ل ، بابونه 3 ل ، بادرنجوبه 3 ل ، ترنجبين 20 ل ، گز علفى 20 ل ، گز خوانسار 20 ل ، تاجريزى 8 ل ، عناب سپستان 50 دانه ، شكر سفيد 20 ل ، كوكنار تيغ نزده 4 دانه ، اگير تركى 4 ل ، داده شده كه آنها را جوشانيده به صورت شربتى درآورده و روزى چهار تا پنج قاشق سوپخورى ميل نمايند .
با مصرف اين داروها كمكم رفع تشنجات شد و لينت حاصل گرديد . مدفوع به مقدار بيشترى دفع مىشد .
به دستور بالا حب مصطكى و مقل ازرق نيز افزوده گرديد . بيمارى بتدريج تخفيف