تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
تمام ريه ديده مىشد . اخلاط سينه عارى از ميكرب سل بود ( اگرچه اخلاطى وجود ندارد . فقط گاهى كه بيمار زياد سرفه مىكند كمى كف سفيد رنگ خارج مىشود ) . دكتر متخصص سينه ( دكترى ) دو ماه بطور كلى مرا بسترى نمود . در هنگام بسترى بودن برخى مواقع بطور ناگهانى نيمى از بدنم بىحس مىشد بطورى كه قادر به تكان دادن خود نبودم . اين حالت گاهى در دست و پاى راست و گاهى در چپ بروز مىكرد . من حس مىكردم در داخل استخوانهايم چيزى مثل ساعت صدا مىكند . ضمنا بار ديگر بطور ناگهانى در دوران بسترى بودن حرارتى مخصوص چون آتش از بدنم متصاعد شد . همانند كسى كه شعله آتش تنور را بناگاه احساس نمايد . از نوك انگشتان پا عرق جارى مىشد . آقاى دكتر پس از ديدن اين حالت دستور دادند روزى يك ليوان آب ترب سياه بخورم . پس از صرف آب ترب آن حالت بىحسى در دست و پا و مورمور شدن بدن و آن عرق كردن زياد بر طرف شد . لكن در نتيجه ايجاد نفخ در شكم اثرات آن به دست و پا و گاهى پوست صورت نيز سرايت مىكرد . پس از اين معالجات آقاى دكتر مرا به آقاى دكتر ( ث ) معرفى نمودند . دكتر مزبور بعد از معاينه دقيق تشخيص پروفسور آكوپيانس را تائيد و مدتى سرگرم معالجه گرديد . ايشان خوردن ماست را برايم ممنوع كردند و دستور دادند حتىالمقدور از صرف گوشت خوددارى ورزم . تا سال گذشته پزشك معالج من آقاى دكتر ( ث ) بودند . تا اينكه با معرفى يكى از آشنايان خدمت جنابعالى رسيدم . فعلا تنگى نفس شديد دارم . موقع سرفه كردن چون سينه خشك است خيلى به سختى سرفه مىكنم بطورى كه درون دلم به درد مىآيد . سرفه‌ها عموما خشك و بدون اخلاط است . موقعى هم كه پس از سرفه زياد كمى سينه‌ام نرم شود قدرى آب سفيد كف مانند خارج مىشود . ضمنا بطور ناگهانى بعضى مواقع دست و پاى چپ و يا پاى راست و چپ درد مىگيرند بطورى كه قادر به حركت دادن آنها نمىگردم . صورت آزمايش خون و ادرار طبق دستور به پيوست تقديم مىگردد . 20 / 10 / 26 زهرا خ . " در معاينه رنگ چهره خفه و تار بود كه دليلى بر نقص تنفس مىباشد . آثار نفخ و رال سيپلان در تمام سينه شنيده مىشد كه بيشتر دلالت بر خرابى كليه و برونشيت مزمن بود . بعلاوه در اينجا ماده مولد سردرد متوجه ريتين شده و تبديل به آسم گرديده بود . لينت مزاج كافى نبود . عمل تخليه ناقص بود و همين امر بيشتر باعث بروز حمله مىگشت . طبيعت بيمار زياد گرم بود . نبض او سريع و گاه وقفه داشت .