داروها را به مقدار زياد خريده و به منزل برد . اهل منزل و دوستان متجدد مانع استفاده او از اين داروها شدند . ناگزير باز به تزريق آمپولهاى ضد سيفليس ، جيوه ، بيسموت ارسنيك و خوردن داروهايى ديگر پرداخت .
چون علت عمده بيمارى از نقرس و خستگى كبد و كليه بود لذا داروهاى مزبور مؤثر واقع نشدند . روز به روز فرسودگى و كسالت او بيشتر گرديد . سرانجام پس از چند ماه به سكته ناقص دچار شد و فشار خون نيز در اين هنگام بالا رفت .
( توضيح آنكه اينگونه بيماران كبدى ناتوان و كليههايى خسته و قلب و احشايى ضعيف دارند . زيرا سموم حاصل از سوء مزاج بمرور در بدن اندوخته شده و همه اعضاء را ناتوان و رنجور مىسازد و در نتيجه اين بيماران مستعد بهانهاى مىگردند و مانند كوزه ترك خوردهاى مىمانند كه بجزئى تكانى از هم متلاشى مىشود . بنابراين در اين قبيل بيماران بهتر آنست كه از داروهاى موافق بويژه گياهى كه هيچگونه سميت و آزارى براى بدن ندارند به كار برد تا دفع سموم نموده و ياختههاى بدن كمكم از زير بار اين سمها رها شوند و به اعمال و افعال عادى خود بپردازند . بدينترتيب قوه مدبره بدن به كار مىافتد . آنگاه چنانچه لازم شد تزريقهاى ضد سيفليس و غيره نمايند و يا اگر خيلى ضرورى تشخيص داده شد داروهاى ضد سيفليسى را توأم با داروهاى دفعكننده بروش پيشينيان استعمال نمايند ) . در مورد بيمار يادشده معالجات ضد سيفليس قوى كردند . حال بيمار رو به بهبودى گذارد و به راه افتاد .
در عوض خستگى كليه و آثار اورمى بيشتر شد . همچنين روز به روز آثار فرسودگى زيادتر و حالت بهت و فراموشى و كمى ادراك مشهود گرديد . بديهى است اين عوارض ناشى از خستگى كليه و كبد بودند .
در آزمايش ادرار و خون مورد فوقالعادهاى ديده نمىشد . علائم كلينيكى حاكى از اين بودند كه كليه و كبد ناتوان گرديده و بدرستى انجام وظيفه نمىكنند . توضيح آنكه فشار خون زياد مىشد كه مربوط به كليه بود . چه كه فشار حد اقل هم بالا رفت .
مدت دو سال بيمار به همين حال بود . روش درمان همان تزريقات گوناگون بود . پزشكان معالج هرچه كوشيدند مفيد واقع نمىشد . كمكم دست و پاى سالم هم بناى سستى را گذاشتند و نشانههاى " راموليسمان " دماغى ظاهر شد .
در اين هنگام فشار خون حد اكثر 20 و حد اقل تا 12 رسيد . قند و آلبومين در ادرار پديدار گرديد . مقدار نمك نيز بيك گرم رسيد و سرانجام بيمار با حال اورمى درگذشت . ياد آور مىشوم كه اينجانب در معالجات او هيچگونه دخالتى نمىكردم .
* * * در تاريخ 25 / 9 / 28 آقاى رفيع س . 56 ساله ساكن روستاى بوكين همدان را به مطب
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 148
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٤٨