مىخواند و نقاشى مىكرد و نيز بدون يارى ديگران در باغ گردش مىنمود .
بستگان و اطرافيان بيمار براى سرعت بخشيدن در تتمهء درمان به اصرار او را نزد پزشكان سرشناس ديگرى هدايت كردند . هريك از آنان تشخيصى داده و معالجاتى نمودند .
پس از چندى دوباره سكته عارض شد . بالاخره با بيش از يك سال معالجات گوناگون و با همراه شدن ورم كليه و كبد و اورمى بيمار درگذشت .
يكى از دوستانم كه بيش از 50 سال داشت و شاهزاده و از دودمان نقرسى و داراى طبعى بلغمى بود و خانوادگى مبتلا به هموفيلى خفيف بودند ، در جوانى به سوزاك و سيفليس دچار گرديده ولى در اثر درمان ، سوزاك به كلى بر طرف و نيز آثار و علائمى هم از سيفليس در ايشان ديگر مشهود نبود .
چندين بار آزمايش خون كرده كه هربار نتيجه منفى نشان مىداد . فشار خون هم بين 12 تا 13 بود نامبرده غالبا كسل و تنبل بود . بارها آزمايش خون جهت اوره و قند نمود .
خون او كمى لزج و چسبناك بود . مقدار اوره گاه از حد معمول كمتر و گاه بيشتر نشان مىداد .
قند به اندازه طبيعى بود .
در تجزيه ادرار گاهى اندكى آلبومين ديده مىشد . مقدار اوره در ادرار كمتر از اندازه عادى بود . اندكى نفخ و خيز در پلك چشمها و آثار آن در ششها و اندام ديگر ديده مىشد .
بيمار همچنين ضعف قواى باء داشت . در منزل معجونى از اذاراقى درست كرده و مدتى از آن مىخورد . رفع خيز و سستى باء نمود و بهبودى در حال او پيدا شد و تا حدى رفع تنبلى و كاهلى در بيمار گرديد .
نامبرده هرچند يك بار براى تعيين فشار خون بنزدم مىآمد . براى احتياط و پيشگيرى گاه آمپول بيسموت و نظاير آن نزد پزشك مخصوص خود تزريق مىنمود .
روزى براى گرفتن فشار خون نزد من آمد . رنگ چهره او را اندكى تار و خفه ديدم . فشار خون بيش از 13 را نشان مىداد . او را براى آزمايش خون فرستادم . نتيجه آنكه فقط خون خيلى غليظ و چسبناك بود و چيز غير عادى نداشت .
چون عقيده زيادى به داروهاى گياهى داشت ازاينرو داروئى از اين نوع براى تصفيه خون خواستار شد . منهم برايش نسخه چوب چينى ، غشبه مغربى و ريشه باباآدم نوشتم كه همه روزه مقدارى از آن را جوشانيده بخورد . اين جوشانده هم تصفيهكننده خون بوده و هم دافع سيفيليس مىباشد . علاوه بر آن فشار خون را در چنين مواردى كم مىكند . به بيمار همچنين شيره خنك موافق براى كبد و كليه و دفع سموم و نيز صبر زرد براى نرمى مزاج و آب ترب براى دفع اوراتها و سموم ديگر دادم .
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٤٧