گرديده بود .
چون از معالجه بيمار در ايران كاملا مأيوس شده بودند درصدد اعزام او به اروپا برآمدند . در همين ايام مرا به عيادت ايشان بردند .
در معاينه از نامبرده ميزان فشار خون 21 ، نبض سريع ، سخت و سوداوى بود .
دستگاه گوارش تنبل و رودهها علامت
( Atonie )
سستى و تشنج داشتند . تخليه كامل صورت نمىگرفت . جگر گرم و به عكس معده و استخوان ( كنايه از روماتيسم و رطوبت بدن است ) سرد بود .
درمان - دستور داده شد تخم گشنيز 2 ل ، شكر تيغال 4 ل ، را كوبيده و جوشانيده ميل كنند تا تسكين در تشنج اعصاب نموده ، سموم را از راه ادرار دفع و از گرمى جگر بكاهد .
2 - هليله سياه را شبى يك مثقال بخورند تا لينت مزاج دهد و سموم بدن بويژه مواد سوداوى را از راه روده بيرون كند .
3 - سنبل الطيب 1 ل ، گل گاو زبان 1 ل ، ليمو عمانى 2 دانه ، بادرنجوبه 1 ل را مورد استفاده قرار دهند تا تسكين در هيجانات عصبى ايجاد نموده تقويت قلب و دفع سودا نمايد و بدن و معده را گرم كند . سپردم اين دستور را چند روزى تكرار كنند .
با پيروى از اين دستور آثار بهبودى بسرعت در حال ايشان پديدار شد . فشار خون رو به كاهش گذارد . مزاج لينتى يافت و تخليه عادى گشت . حالات عصبى كمتر گرديد . سرگيجه و عدم تعادل بدن در هنگام راه رفتن از بين رفت به نحوى كه در پايان هفته دوم تنها و بدون يارى ديگران به مطب آمدند .
در معاينه آثار بهبودى زياد پديدار شده بود . فشار خون به 18 رسيد . اينبار دو مثقال افتيمون شامى به داروهاى پيشين افزوده شد .
هفته ديگر فشار خون به 17 رسيد . تغييراتى در داروها داده شد كه نوع آن را بخاطر ندارم . هفته بعد فشار خون به 16 رسيد . معجونى مركب از پوست هليله زرد ، بليله ، آمله ، افتيمون شامى ، بسفايج ، اسطوخودوس تجويز شد كه با مويز آميخته و روزى چند مثقال از آن را ميل كنند .
چند بار ديگر مراجعه نمودند . دستوراتى مقتضى مىگرفتند . به كلى رفع عارضه گرديد .
سپردم مدتى از كارهاى فكرى و دماغى خوددارى كنند تا رفع خستگى گردد .
* * * در تاريخ 1 / 2 / 28 بانو بتول غ 40 ساله كه جنب كارخانه كبريتسازى ساكن بود به مطب رجوع نمود . حالى مشوش ، مضطرب و ترسناك و رنگى خفه و تار داشت . تنگى سينه و تپش قلب به نحوى بود كه نفس كشيدن براى او دشوار و راه رفتن مشكل مىنمود . بدرستى