تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣

فشار خون

در تابستان سال 1327 در بيمارستان دكتر رضانور به عيادت آقاى كاظم م . نوجوانى 15 يا 16 ساله ساكن اهواز رفتم . مدتى بود كه به دوار ، سرگيجه ، درد سر و چشم مبتلا گشته و بهنگام راه رفتن تعادل بدن را از دست داده بود . گاه به زمين مىافتاد . چشمهايش بناى تارى و نابينايى را گذاشته بودند . بهمين‌جهت بدون يارى ديگران راه رفتن برايش دشوار شده بود . در اهواز نزد پزشكان ايرانى و انگليسى معالجات زيادى كرده اما ابدا نتيجه‌اى بدست نياورده بود . لذا او را به تهران آورده و در بيمارستان مذكور بسترى نمودند و زير نظر و مشاوره عده‌اى از پزشكان برجسته تهران قرار دادند . آقاى دكتر مسعود ضرابى چشم‌پزشك مشهور معاينه دقيق از چشمان او نموده و شرح نسبتا مفصلى از جزئيات مشاهدات خود را نوشته بودند . خلاصه آنكه شريان ته چشم بر اثر فشار زياد پاره شده و تمام قسمت‌هاى مربوط را به خون آغشته نموده و همين امر موجب اشكال در بينايى او گرديده است . در بيمارستان همه‌روزه فشار خون او را مىسنجيدند . اغلب ايام از رگهاى او خون مىگرفتند تا از فشار كاسته شود . زيرا بيشتر روزها حدود آن تا 23 درجه مىرسيد و حالاتى بروز مىكرد كه نياز به كاستن خون را ضرورى مىنمود . داروهاى گوناگون جهت دفع فشار خون و خرابى كليه‌ها و زيادى اوره كه موجب عوارض مذكور بودند مىدادند . همه‌گونه آمپول‌هاى لازم را تزريق مىنمودند . ولى به هيچ وجه سودى نمىبخشيد پس از دو ماه ، سرانجام باميد بهبودى با داروهاى ايرانى مرا بعيادت بيمار بردند . در معاينه و تحقيق ، خرابى دستگاه گوارش را سبب اصلى و محرك بيمارى فهميدم . ازاين‌رو دستور دادم آزمايش از مدفوع او به عمل آيد . در آزمايش ذره‌بينى مدفوع تخم‌هاى
Bothriocephale
و بعضى كرم‌هاى ديگر بود . همچنين مواد غذايى هضم‌نشده‌اى از قبيل الياف گوشت و نشاسته وجود داشت كه دلالت بر ورم قولون مىكرد . يبوست تشنجى هم داشت و مدفوع به قدر كافى دفع نمىشد . زيرا تشنج مانع آن بود . در بول هم سيلندر و هيالن و آلبومين وجود داشت . علل روانى هم اضافه شده بود . تزريقات زياد موجب تحريك اعصاب و مزيد بر علت
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 133 | عبد الله احمديه