جوشاندهها را عوض مىنمودم تا طبيعت بدان خو نگيرد . درباره ملينات نيز بهمينگونه رفتار مىشد .
بيمار پس از دو ماه بهبودى بسيار پيدا كرد . ديگر نياز به استراحت در بيمارستان نداشت و مرخص شد .
در اين وقت باز آقاى دكتر ضرابى آزمايش دقيق از ته چشم او نموده و اينبار " قريب به خوبى " را اعلام نمودند .
در خارج بيمارستان با آنكه بناى گردش و هرزه خوراكى و بازى را گذارده بود و بگريپ و تب هم دچار گشته بود ، معهذا چشمش همچنان رو به بهبودى مىرفت . ابدا اثرى از سرگيجه و عدم تعادل بدن نبود . حالش خوب شد . دستوراتى گرفت و به اهواز رفت . سپردم در آن شهر با نظر آقاى دكتر مالك چند داروى ضد كرم بخورد . بيمار بهبودى كامل يافت .
بعدها بيماران ديگرى به معرفى پدر آقاى كاظم م . از اهواز بنزدم آمدند و همگى خبر از سلامتى بيمار پيشين مىدادند .
پس از يك سال پدر كاظم به تهران آمد . اظهار داشت بيمارى او رفع شده و امسال در مدرسه به خوبى از عهده امتحانات برآمده است .
* * * توضيح : فشار خون چند علت دارد ، اختلال هاضمه ، يبوست ، سوء مزاج ارثى ، علل كليوى ، بيماريهاى عفونى ، سيفليس ، نوبه و غيره كه بايد تشخيص داده و رفع هر علت را نمود . گاه از اختلال غدد درونى چون تيروئيد ، غده روى كليوى و كار زياد آن عارض مىشود .
در اينجا عمل جراحى و قطع يكى از آنها لازم مىافتد . ممكن است علل و اورام غده غصب * * * " سمپاتيك " موجب باشد . كه در اين صورت گاه نياز به قطع رشته اين عصب حاصل مىگردد .
در همه اقسام فشار خون ، توجه و حالات نفسانى دخيلاند .
يكى از رجال معروف كه مبتلا به سوء مزاج ارثى ( نقرس ) بود و طبعى سوداوى داشت در اثر تداوم كارهاى فكرى دچار ضعفى در دستگاه گوارش شده و تنبلى در رودههاى ايشان ايجاد گرديده بود . تخليه به صورت كامل انجام نمىگرفت . در نتيجه دچار فشار خون نيز شد .
به درمان حال خود پرداخت . رفتهرفته بجاى بهبودى حال ايشان بدتر شده به سرگيجه هم مبتلا گشته و راه رفتن برايش دشوار گرديد .
بيمار زير نظر عدهاى از متخصصان فن قرار گرفت . ماههاى متمادى خانهنشين شده از منزل بيرون نمىآمد ، زيرا قادر به راه رفتن نبود . بهمينجهت نيز روحيهاش خراب گشته بود . ضمنا كميسيونهاى مشاوره پزشكى و تزريق آمپولهاى متعدد بيشتر موجب تحريك او
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٣٥