حدود خود تجاوز كرده ، ناحيه كيسه صفرا حساس و دردناك بود . طحال هم تابع كبد و بزرگتر از حدود خود مىنمود . بدن پلاسيده و پژمرده و آثار نوبه مزمن در ايشان مشهود بود .
در آزمايش ادرار در آزمايشگاه رازى چرك نسبتا زيادى كه از كلى باسيل بود و نيز اندكى آلبومين و خون ديده مىشد . هر دو كليه بيمار بودند و اكزالات دوشو نسبتا زيادى را نشان مىدادند .
به درمان پرداختم . بيمار به مرور بهبودى يافت . اخيرا براى اخذ دستور جهت نقاهت حصبه مراجعه نمود . درخواست شرحى از پيشينه بيمارىاش را نمودم . ايشان شرححال و بيمارى خود را نوشته و ارائه كردند كه بشرح زير مىباشد :
" در اوايل از حيث جسم و روح كاملا قوى بودم . در ماموريتهاى دولتى ، در نقاط بد آب و هواى بلوچستان و مازندران سالها مانده و دچار نوبه و ضعف مزاج شدم .
در سال 1313 دفعتا مبتلا به مرض كليه ( توليد سنگ در كليه ) شده مطابق عكسبردارى و تشخيص آقايان اطبا اين مرض محرز شد . مدتى نيز آقايان دكتر ، دكتر و دكتر . . . مشغول معالجه شدند . از داروهاى ايرانى زبان گنجشك ، زوفا ، كاكل ذرت و غيره مدتى مصرف نموده و از داروهاى فرنگى نيز پيپرازين و ارودونال و غيره خوردهام . تا سال 1319 را تحمل نمودم .
گاهى حملات شديد مرض را متحمل مىشدم و با حب بلادن و نظاير آن و يا مسكنهاى ديگر و آمپولهاى مناسب مداوا مىكردم . اما در سال 1319 بيمارى تهديدم نمود . با سفارش از سوى مقامات دولتى قرار شد در بيمارستان سينا زير دست آقاى دكتر لقمان الملك تحت عمل جراحى قرار گيرم . ولى پس از معاينات مجدد و عكسبردارى در بيمارستان و حتى تعيين تخت خواب از انجام عمل جراحى خوددارى نمودم .
در سال 1320 با معرفى آقاى مهندس فهيمى با ذات عالى آشنا شده و در نتيجه استعمال " حب سياه " و دستورات ديگر با نتايج مشهود ، از قبيل آب شدن سنگها به صورت ماسه و سنگريزههاى كوچك حتى افتادن يك عدد سنگ در اوايل سال جارى به كلى اميدوار شدم .
حوادث و امراض ديگر كه هريك بدون شك كشنده بودهاند در سال جارى و از 21 / 10 / 23 كاملا مرا ضعيف و باقيمانده قوايم را از بين بردهاند كه هريك از اين امراض را آن جناب شخصا معالجه نموده و از مرگ نجاتم دادهايد و من مادامالعمر رهين منتتان مىباشم .
به منظور تذكر و اتخاذ تصميم قطعى براى صدور دستورات كافى مجبورم مختصرا بشرح زير امراض و معالجات انجاميافته توسط جنابعالى را از لحاظ مبارك بگذرانم :
- در تاريخ 29 / 1 / 23 مبتلا به " گريپ روده « 1 » " شده و تحت معالجه جنابعالى واقع
هامش
( 1 ) - اصطلاح از زبان بيمار نقل شده است .