براى درمان به تهران آمد و براهنمائى مطلعين ، به متخصصان فن رجوع نمود . بيش از يك سال تحت معالجه و دستور بود . در عرض اين مدت سه بار عكس گرفت و راديوگرافى نمود . چندين بار آزمايش خون و ادرار شد . همهگونه دارو براى حل نمودن سنگ و دفع آن خورد . ضمادهاى گوناگون براى تسكين درد مىنمود ولى مفيد واقع نمىشد . سرانجام گفتند اين عضو فاسد و زيانبخش براى بدن گرديده و بايد كليه راست را عمل كرده و برداريم و غير از اين چاره ديگرى نيست . او نيز آماده جهت قطع كليه گرديد . در اين هنگام براهنمايى بيمارانى كه نزد اينجانب معالجه شده بودند به من رجوع نمود . نسخههاى بسيار و نيز عكسى را به من ارائه نمود كه در آن سنگى به اندازه لوبيا مشخص بود كه در حالب راست گير كرده بود و سبب تشنج و يبوست قولون صاعد مىشد و مزيد بر علت بود .
در اثر بىخوابى و درد و نيز سرگردانى و صرف هزينه زياد بيش از وسع خود جسما و روحا در عذاب بود .
آزمايش ادرار نوع سنگ را از اكزالات دوشو نشان مىداد .
به نامبرده اطمينان دادم كه اين سنگ را با دارو حل خواهم كرد و هيچ نياز به عمل جراحى نمىباشد .
داروهاى مسكن و ضد تشنج و ملين از قبيل انغوزه ، سگبينج ، مرمكى و غيره و نيز شيره خنكهاى موافقى براى رفع ورم و همچنين " حب سياه " براى حل كردن اكزالات دوشو دادم .
خوشبختانه در ظرف يك ماه سنگ حل شد و به مثانه افتاد . يك سنگ هم در مجرا گير كرد كه بعدا افتاد و ما بقى به شكل ماسه دفع شدند . او شرح وضعيت خود را نوشته و پيش من موجود است . البته براى احتياط مدتى ديگر نيز " حب سياه " را خورد . يبوست او هم بر طرف و حالش بهبود يافت .
عموما سنگ اكزالات خالص خيلى دير حل مىشود . گاهى دو سه سال بدرازا مىكشد و اغلب با ورم كليه و چرك همراه است كه بيشتر از كلى باسيل مىباشد . به عكس اگر سنگ اكزالات با اورات توأم باشد خيلى زود حل و دفع مىگردد .
* * * در سال 1320 آقاى عبداللهى . بهمراه مهندس ف . كه قبلا مبتلا به سنگ كليه بود و با داروهاى اينجانب درمان شده بود بمطب آمدند .
آقاى ى . شرح بيمارى خود را دادند .
در معاينه فشار خون زياد و آثار نفخ در ريهها مشهود بود كه دلالت بر ناتوانى كليه داشت . كمى خيز در صورت ديده مىشد و سياهرگهاى شقيقه و زير پلك چشمها برجستهتر از معمول مىنمودند . شكم نفخ داشت . رودهها سست و متشنج بودند و تخليه كامل نبود . كبد از
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٢٧