بناى خيز و تهبج را گذاشتند . پس از مدتى بدون اخذ نتيجه به دكتر
E
رجوع كردم . مدتى هم نزد ايشان به معالجه پرداختم . رفتهرفته بيمارى شدت يافت تهبج و تنگ نفس زياد شد .
بناچار اينبار به آقاى دكتر
F
( از اطباى مشهور ) رجوع نمودم . بيمارى همچنان بسير خود ادامه مىداد . كمكم بسترى و از حركت بازايستادم . لزوما آقاى دكتر
F
چهار بار در منزل بعيادتم آمدند .
در اين مدت چند بار آزمايش ادرار شد . در بول 5 گرم قند و 12 گرم آلبومين بود و گاه مقدار آن اندكى كم و زياد مىگرديد .
داروهاى گوناگون نظير نئوبرومين ، كلسيم و ديورتين ، شربت يدوتونيك و چند شيشهء انسولين و بسيارى داروهاى ديگر . . . . ؟ »
در معاينه بدن پر از خيز و آماس بود و قادر به حركت و دراز كشيدن و خوابيدن نبود فقط سر را به كرسى تكيه مىداد و در وضعيت ديگر آسايش برايش امكان نداشت . به همين وضع لگن به زير بيمار مىگذاشتند . بدن پر از خيز و پاها و بيضهها مخزن آب و فضولات بدن گرديده بود . رنگ پارهاى از نقاط بدن مانند دست و پا و غيره مايل به بنفش شده بود ( دليل بر شدت مسموميت بدن ) و بيمار توانائى تكلم نداشت . به سختى نفس مىكشيد . قلب غير منظم بود . ادرار به دشوارى مىآمد . كبد متورم و تعيين حدود آن بواسطه زيادى خيز امكان نداشت . رودهها تنبل و تخليه ناقص بود . دردهاى گوناگون در نقاط مختلف بدن بروز مىكرد و هيچگونه اميدى به ادامه زندگى او نبود .
درمان - چون همهگونه درمانى بسبك جديد در مورد او شده بود و نسخ بسيار در دست داشت و ديگر داروى جديدى نمانده بود كه امكان تجويزش باشد ناچار متوسل به داروهاى قديمى شدم .
در اينجا داروئى لازم بود كه رودهها را پاك و ضد عفونى نموده ، داراى ويتامينهاى مختلف بوده ، بر كليهها اثر نيكو داشته باشد ، بيمارى قند را كاهش داده و درمان كند . ضمنا بول را براند ، كبد را به كار اندازد گرده را مرمت و اصلاح نموده و لينت مزاج دهد . از اين رو گفتم روزى دو استكان آب هويج خام به او بنوشانند ضمنا دو استكان آب ترب ، دو استكان آب شلغم و نيز چند استكان شير روزانه و بتدريج و متناوبا خورده شود . و نيز تخم خيار ، تخم خربزه ، تخم گرمك را شيره كشيده به بيمار دهند و جز اينها چيز ديگرى به او ندهند . به دستور رفتار كردند . پس از دو هفته از حال او خبر دادند كه بهتر شده ، مزاج نرم و بول بيشتر گشته است . دستور تقريبا با جزئى تغييرى مخصوصا در شيره خنكها و داروها تجديد شد .
روزى در مطب خانم و آقايى بديدنم آمدند و نسبت به من زياده از حد اظهار تشكر و