تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
مركب از تخم خيار چنبر ، تخم خربزه ، تخم خرفه ، تخم گرمك ، تخم كدوى شيرين داده شد . اين داروها اثر مخصوصى در تسكين ورم كليه‌ها و به كار واداشتن آنها نمود و موجب ترشح ادرار گرديدند . براى جلوگيرى از تهوع و سكته قلبى مقدار سى گرم شربت اتر بتدريج در روز به بيمار داده مىشد . پس از دو روز باز يك بار ديگر سرم فيزيولوژيك به قدر دويست گرم تزريق شد . تجويز آن را بيش از اين جايز ندانستم چه ممكن بود بكليه‌ها فشار وارد آورد . همچنين تزريق ويتامين ب و ث شد و روزى دو استكان آب ترب بتدريج به او خورانيدند كم‌كم تشنج بر طرف و تهوع آرام گرفت . در اين وقت آب هويج خام به ميزان روزانه يكى دو استكان اضافه شد . ضمنا همه‌روزه تنقيه و شيره خنك تكرار گرديد . حال بيمار روز به روز رو به بهبودى نهاد . در حين شدت مرض آزمايش خون مقدار اوره را 08 / 1 نشان مىداد و اثرى از نمك در بول مشهود نبود . ولى سيلندر و خون و نسوج كليه و كمى هم آلبومين وجود داشت . براى ازدياد نمك در ادرار بر حسب تجربه اينجانب تخم خربزه ، تخم خيار ، تخم خرفه و تخم كدوى شيرين داده شد . در تاريخ 7 / 9 / 24 مقدار نمك ادرار 60 / 3 و وزن مخصوص 1009 و مقدار قند 70 / 6 گرم بود . براى رفع قند دستور نوشيدن روزى دو استكان آب شلغم دادم . در تاريخ 20 / 9 / 24 در آزمايش خون مقدار قند 75 % ، اوره 32 % بود . تجزيه ادرار كاملا طبيعى و مقدار نمك بيش از 5 گرم بود . حال بيمار به كلى بهبودى يافت . بسيارى از اين‌گونه بيماران را بدين روش از خطر مرگ نجات دادم . برخى از آنان در پايان بيمارى و بهنگام طى دوران نقاهت به علت عدم مراقبت در منزل و بخصوص تجمع عيادت‌كنندگان و افراد متفرقه بدور بيمار او را دچار گريپ و ذات‌الريه مىنمودند و به مرگ مىكشانيدند . به اين مهم توجه نمودم و ديگر موردى نديدم . ضمنا با كشف پنىسيلين نيز كه در دفع ذات‌الريه بسيار بىنظير است استفاده نموده و در اين اواخر چنين بيمارانى را با پنىسيلين از خطر مرگ نجات دادم . ولى بايد در اورمى استعمال پنىسيلين را كمتر نمايند . چه در كليه‌ها تحريك نموده و بر مقدار اورمى مىافزايد . * * * در ايام عيد 1324 شمسى به عيادت آقاى مرتضى گ 75 ساله ساكن باغ ايلچى رفتم . بيمار اظهار داشت ( ( در هشت ماه قبل مختصر ورم و سوزش در دستم پيدا شد . به آقاى دكتر
A
مراجعه شد . ايشان تجويز استفاده از زالو كردند . ورم بيشتر شد . سپس به آقاى دكتر
B
جراح رجوع نمودم نيشتر زدند مدتى پانسمان و به معالجه پرداختند . مايوسانه به آقاى دكتر
C
مراجعه كردم ايشان نيز سرانجام معالجه‌ام را به آقاى دكتر
D
محول ساختند . در اين ضمن پاها و بدن